روزگاریست شیطان فریاد می زند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد.
اسامي راه يافتگان به بخش مسابقه دومين جشنواره سراسري عكس نماز و نيايش ( تبريز ) در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388
اسامي راه يافتگان به بخش مسابقه دومين جشنواره سراسري عكس نماز و نيايش ( تبريز )
طبق اعلام هيات انتخاب دومين جشنواره عكس نماز و نيايش 37 قطعه عكس از 27 عكاس به بخش مسابقه راه يافتن كه اسامي راه يافتگان به شرح زير اعلام ميگردد .
|
رديف |
نام و نام خانوادگي |
شهر |
|
1 |
يوسف اكبر پابندي |
تبريز |
|
2 |
بابك محمدي ساعتي |
تبريز |
|
3 |
يوسف نوريان |
تبريز |
|
4 |
الناز باقري فرح بخش |
تبريز |
|
5 |
شهلا طريقي نيا |
مراغه |
|
6 |
حامد مهر آوران |
تبريز |
|
7 |
عليرضا عزيزاللهي |
كاشان |
|
8 |
محمد علي مريزاد |
قم |
|
9 |
مهري رحيم زاده |
قزوين |
|
10 |
آذين انور حقيقي |
تبريز |
|
11 |
علي حامد حق دوست |
تبريز |
|
12 |
سيد علي حسيني فر |
خراسان رضوي |
|
13 |
مهسا جمالي گلزار |
تبريز |
|
14 |
عصمت نباتي |
زنجان |
|
15 |
امير عبيداوي |
اهواز |
|
16 |
مجيد شقايي فلاح |
مشهد |
|
17 |
بابك شعباني |
تبريز |
|
18 |
عليرضا عباسي |
شيراز |
|
19 |
سيد جواد حسينيلر |
تبريز |
|
20 |
بيژن فضل زاده |
تبريز |
|
21 |
نعيمه افتخار نهلي |
تبريز |
|
22 |
مهدي مريزاد |
قم |
|
23 |
حسين بهار لو |
نجف آباد |
|
24 |
قدير وقاري |
مشهد |
|
25 |
حسن فتاحيان |
كهكيلويه و بويراحمد |
|
26 |
حميد رضا بازرگاني |
زنجان |
|
27 |
صابر زماني |
بوشهر |
بنا بر گزارش دبير اجرايي جشنواره به هر يك از اسامي اعلام شده مبلغ 300000 ريال بابت حق تاليف پرداخت خواهد شد و اعلام نفرات برگزيده جشنواره و مراسم اهداي جوايز نفرات برتر روز 14 آذر ماه 88 در محل سالن آمفي تئاتر مجتمع سينمايي 22 بهمن تبريز برگزار خواهد شد .
منبع: انجمن هنر عکاسی استان آذربایجان شرقی
4 آذر ... در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388
اول از همه پدر را نفرین می کنم...
4 آذر تنها روزی بود که مثل جهان هستی دگرگون و تغییر و تحول یافتم.
به خیال اینکه آرزوهایم براورده شوند آرزوهایش براورده شد به همین خاطر نمی گویم ناراخت و دلگیرم بلکه خوشحال بودم تا بتوانم خودم را نزدیک تر کنم اما هرچقدر نزدیک می شدم او بود که دور می شد.
به همان زمان می اندیشم 9 سال پیش در همین روز 4 آذر سرد.
4 آذر 1379: روی پله های سرد آهنی ازت خواهشی داشتم تا نوشته ای برای من به یادگار بگذاری اما حیف که به من مطمعن نشدی و باهم به بیراهه رفتیم و حس عاشقیت به روحیه ات تاثیر گذاشت بدون آنکه بدانی که عاشقت بودم و خاطرات پیشین را ورق زدی تا به نتیجه ای برسی اما هیچ یادداشتی از آن مورد نیافتی تا اینکه جار بزنی.
جار تو حق بود اما نه برای من و خودت تاثیرات روانی کلی دگرگونمان ساخت تا اینکه از همان روز دقیقاٌ 1 سال نگذشته بود که با درگیری های لفظی سعی کردی من رو از خودت دور کنی اما این یک حقیقت است که هرچقدر نزدیک شدم دورتر و دورتر می شدی و اینکه وجودت را بیشتر احساس کردم.
الان از همان روزها 9 سال هم گذشت بدون اینکه حرفی از آن دلخوشی ها و آرامش ها جدا بشیم و برای همدیگه الگو شدیم تا به نتیجه برسیم و حرف دیگران را به فراموشی بسپاریم.
سال ها پیش از 4 آذر 79 برایت مثل همین روزهایی بود که در سردرگمی نفس می کشیدی و آن روزها را به فراموشی سپردی و یادت رفت که 22 تیر 1373 چه اتفاق زشت و خوبی افتاد.
آه چه می گویم: 4 آذر 1379 روز جمعه بود.

عکس اسکن شده از روی نگاتیو - مهر 1376 = آرشیو: بابک شعبانی
شاید دوستان با نوشتن این متن از من رنجیده باشند.
قبلاْ معذرت خواهی می کنم.
شرمنده