جستجو



منوی اصلی
منوی اصلی
مطالب سایت
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

مطالب تصادفی

مصاحبه
[ مصاحبه ]

·گفت‌وگوی تفصیلی با احمد ناطقی
·جشن تولد ساده بیست‌ سالگی تصویر
·آثارم بین عکاسی و نقاشی شناور است
·بررسی هنر دیجیتال با حضور دو عکاس
·گفت‌ و گو با عکاس افغان با ۲ جایزه جهانی
·عکاسی که جهان را در یک قطره آب ثبت کرد
·مصاحبه با اکبر ناظمی درباره عکس های انقلاب
·گفت‌ وگو با صادق تیرافکن !
·معماری ایران در گرجستان

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

مشتري تبليغات
ورود:
رمز عبور:
 

آخرین ارسالها
کل موضوعات 4
کل ارسال ها 13
کل بازديد ها 57565
کل پاسخ ها 9
کل اعضا 186
آخرين 20 ارسال انجمن

هانری کارته برسون
ارسال شده توسط m_amin در مورخه : چهارشنبه، 6 بهمن ماه ، 1389

صادقانه ترین نوع عکاسی
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : چهارشنبه، 14 مهر ماه ، 1389

توصیه هایی برای داشتن آرایشی منا
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389

قوانین تالار گفتگو
ارسال شده توسط az-photo در مورخه : سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389

تالار گفتمان جستجو

صفحات سایت
نام صفحهبازديد
 فروشگاه آذ-فوتو[438]
 هنرمند فقید استاد علاءالدین ملماسی[823]

نمايش آرشيو صفحات


تبلیغات شما
تبلیغات در آذ فوتو

  رضا موسوی در جشنواره تئاترکپنهاگ
اخبار و رویدادها

رضا موسوی این روزها درگیر عکاسی از جشنواره بزرگ تئاتر کپنهاگ است.

این جشنواره که به ” اسپرینگ تئاتر ” معروف است در دو بخش صحنه و خیابانی برگزار می‌شود که رضا موسوی به همراه دو عکاس دیگر مشغول عکاسی از این رویداد مهم تئاتر در دنیا می‌باشند.

این جشنواره از تاریخ ۱۹ تا ۲۷ اردیبهشت در شهر کپنهاگ مرکز کشور دانمارک برگزار می‌شود و یکی از مهم‌ترین رویدادهای تئاتری در جهان است.

سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه ، 1391 بازدید:6 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 6 بار بازديد شده

  گفت‌وگوی تفصیلی با احمد ناطقی
مصاحبه

فارس / گفت‌وگو: فاطمه حامدی‌خواه

احمد ناطقی عکاس فاجعه حلبچه با انتقاد از وضعیت تأسف‌بار نگهداری نگاتیوها و عکس‌های انقلاب و دفاع مقدس گفت: برای چاپ کتاب صدای سکوت به آرشیو عکس‌های حلبچه مراجعه کردم که به من گفتند برخی از نگاتیوها گم شده است!
احمد ناطقی متولد ۱۳۳۷ در تهران است و دانش‌آموخته رشته کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران که در سال ۱۳۸۲ موفق به دریافت درجه دکترای هنر شد.

او عکاسی را از دهه پنجاه در نوجوانی آغاز کرد و از سال ۱۳۶۲ به عنوان رئیس اداره عکس خبرگزاری جمهوری اسلامی مشغول کار شد و در طول ۸ سال جنگ تحمیلی ایران و عراق،‌آثار بسیاری را به ثبت رساند و مجموعه عکس‌های او از بمباران شیمیایی شهر حلبچه در سال ۱۳۶۶ یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین آثار او محسوب می‌شود که از شهرت جهانی برخوردار است.

عکس:مقداد مددی

ناطقی در سال ۱۳۶۹ وارد حوزه هنری شد و جشنواره بین‌المللی عکس کودک و نوجوان را پایه‌گذاری کرد و به مدت ۷ دوره دبیر این جشنواره بود. او طراح اصلی و بنیان‌گذار خانه عکاسان ایران و انجمن عکاسان فردا است که تا پائیز ۱۳۸۴ نیز مدیریت خانه عکاسان ایران و عضویت شورای ارزشیابی هنرمندان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برعهده داشت.

او در سال ۱۳۷۹ اولین نمایشگاه انفرادی خود را با موضوع مستند اجتماعی با عنوان «تولد در زندان» برپا کرد که کتاب آن با همین عنوان توسط خانه عکاسان ایران، چاپ و منتشر شد.

پس از آن کتابی نفیس از مراسم «حج» در عربستان را به نام «مشق عشق» منتشر کرد.

آخرین نمایشگاه وی به صورت خیابانی، بدیع و شگفت انگیز ۲۱ سال پس از فاجعه حلبچه در سال ۲۰۰۹ میلادی در همان محل وقوع حادثه برگزار  شد که با استقبال و شگفتی اهالی حلبچه و رسانه‌ها مواجه شد.

احمد ناطقی در سال ۱۳۸۵ به عنوان چهره ماندگار جنگ شناخته شد و در سال ۱۳۸۸ نیز نشان عالی هنرهای تجسمی ایران را دریافت کرد.

گفت‌وگوی ما را با این عکاس باتجربه می‌خوانید:

* تئاتر خواندم ولی عکاس شدم

  آقای ناطقی شما دانش‌آموخته کارشناسی کارگردانی تئاتر هستید اما به صورت حرفه‌ای وارد این هنر نشدید و بیشتر به کار عکاسی به ویژه عکاسی خبری پرداختید، چه رابطه ای میان رشته تحصیلی و کار حرفه‌ای شما وجود دارد؟

من عکاسی را از اواسط دهه پنجاه شروع کردم البته نه به صورت حرفه‌ای. برای ادامه تحصیلات به دو رشته بسیار علاقه‌مند بودم، یکی پزشکی و دیگری تئاتر؛ در کنکور سراسری سال ۵۷ در رشته پزشکی ارتش قبول شدم و علیرغم علاقه‌‌ای که به این رشته داشتم به دلیل موقعیت انقلاب و دستور حضرت امام ( ره) مبنی بر عدم همکاری با ارتش، از ورود به دانشگاه انصراف دادم.

در طول جریان انقلاب به صورت غیر حرفه‌ای عکاسی می‌کردم و با شروع جنگ تحمیلی به عنوان رزمنده راهی جنگ شدم.

در سال ۶۴ در رشته تئاتر در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم تا این که به عنوان رئیس اداره عکس، درخبرگزاری جمهوری اسلامی مشغول به کار شدم، علاقه‌مندی من در عکاسی مستنداجتماعی بود اما با توجه به موقعیت شغلی، ناگزیر به کار خبری بودم، بنابراین بیشتر، بخشی از برنامه‌هایی را که به نگاه هنرمندانه می‌انجامید مثل عکاسی جنگ، زلزله، سیل ، ورزشی و از این مقولات را برای عکاسی انتخاب می‌کردم.

توضیح ندادید که چرا در زمینه تئاتر وارد کار حرفه‌ای نشدید؟

من تفکرات و اعتقادات خاص خودم را داشتم به همین دلیل انجام کار گروهی و انتخاب همکاران همفکر آن هم در حوزه تئاتر بسیار سخت بود و همین موضوع موجب شد تا من روی عکاسی تمرکز کنم.

با این وجود من دو نمایشنامه برای کودکان نوشتم که در آن زمان جایزه برتر دانشجویان سراسر کشور را به خود اختصاص داد و من آن دو نمایشنامه را کارگردانی کردم و مدت‌های زیادی روی صحنه بود.

* مجوزهای عکاسی در ایران همیشه بی‌ارزش بوده و هست

عکاسان خبری امروز با این مشکل مواجه هستند که هیچ قانونی در راستای اهمیت حضور آن‌ها در مناطق بحرانی وجود ندارد و بارها با آن‌ها برخورد شده و اجازه عکاسی به آن‌ها نداده‌اند آیا در دوران جنگ تحمیلی هم به همین منوال بود یا آن که ضرورت ثبت تصاویری از مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی ایجاب می‌کرد تا شرایط سهل‌تری برای اعزام عکاسان و خبرنگاران در نظر گرفته شود؟

ستاد تبلیغات جنگ به عنوان متولی فرهنگی جنگ در دوران دفاع مقدس، محل حوادث را به چند رینگ یا حلقه تقسیم‌بندی کرده بود که رینگ یک، محل اصلی حادثه مثل اصابت بمب یا موشک بود،‌ رینگ دو منطقه حفاظتی و……. به همین ترتیب؛ من در آن دوران کارت رینگ یک بمباران را داشتم که تلاش می‌کردم در نخستین دقایق حادثه در محل حاضر باشم و عکاسی کنم اما نیروهای انتظامی که اصلا کارت و مجوز و…. برایشان معنی نداشت، اجازه عکاسی به من نمی‌دادند و مرا می‌گرفتند و داخل ماشین می‌انداختند و زمانی که تمامی آثار اولیه حادثه از بین می رفت. به من اجازه عکاسی می دادند و این یعنی پوچ.

این یک نوعی بی کفایتی محض در مدیریت خبری بود که تا امروز هم همین فاجعه در سیستم مدیران و متولیان فرهنگی ما ادامه دارد.

اصلا معلوم نبود و نیست  این کارت‌ها که هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند چرا صادر می شود ؟! هنوز هم که نزدیک به ۳۰ سال از آن زمان گذشته است، همچنان این اتفاقات تکرار می‌شود. هنوز هم کارت‌ها و مجوزهایی برای عکاسان صادر می‌شود اما آن قدر بی ارزش است که حتی یک شهروند معمولی هم به خود اجازه می‌دهد که با عکاس برخورد کند و جلوی کارش را بگیرد.

* در ایران هیچ قاعده و قانونی برای عکاسی وجود ندارد

در دیگر کشورهای دنیا برای این مشکل چه راه‌کاری دارند؟ آیا قانونی برای عکاسی دارند؟


در دنیا عکاسی کردن قاعده و قانون دارد؛ به طور مثال کسی که نمی‌خواهد از او عکس گرفته شود، عدم رضایتش را اعلام می‌کند و هیچ عکاسی اجازه ندارد از او عکس بگیرد. اما اگر این فرد در یک تظاهرات خیابانی شرکت کرده باشد دیگر نمی‌تواند به عکاس بگوید که از او عکس نگیرد چون در یک اجتماع عمومی ظاهر شده است و در معرض هزاران دوربین قرار دارد. اما در ایران اصلاً هیچ قانون و قاعده‌ای برای عکاسی وجود ندارد و هر کس به خودش اجازه می‌دهد که مانع کار یک عکاس شود.

آیا تاکنون آژانس‌های خبری، رسانه‌ها، مطبوعات و یا انجمن‌های عکاسی گرد هم جمع شده‌اند که همه با هم یک بیانیه بدهند و از نمایندگان مجلس بخواهند، برای  این مشکل چاره اندیشی کنند و یک قانون مشخص ارائه کنند که دیگر عکاسان خبری ما در حین انجام وظیفه کتک نخورند؟

البته از همه این ها مهمتر خود عکاسان هستند که متاسفانه ابتدا به فکر منافع خودشان هستند. کدام عکاس به این دلیل که حقش را نداده‌ا‌ند یا اجازه عکاسی نداده‌اند، کنار کشیده است و چند عکاس دیگر در همراهی با او دست از کار کشیده است!؟

* رسانه‌ها دغدغه اطلاع‌رسانی درباره قوانین عکاسی را ندارند

چه کسی باید برای این مشکل چاره اندیشی کند؟ عکاسان؟ رسانه‌ها؟ نمایندگان مجلس یا متولیان فرهنگی؟

رسانه‌ها که خودشان عکاسان را برای پوشش تصویری یک اتفاق اعزام می‌کنند،‌ با وجودی که با این مشکل مواجه بوده‌اند اما  تا کنون این دغدغه را نداشته‌اند که به فکر چاره اندیشی باشند، همایشی برگزار کنند و درباره این مشکل بزرگ با مسئولان و متولیان فرهنگی کشور گفت وگو کنند. آنها می توانند در قالب یک برنامه آموزشی و علمی  از طریق تلویزیون و سایر رسانه‌های گروهی،حقوق مردم و عکاسان را آموزش بدهند به مردم اعلام کنند که اگر کسی در یک اجتماع عمومی ظاهر شود، حق ندارد بگوید عکس من را نگیر، اگر در خیابان به عنوان یک رهگذر در حال عبور هستید این حق را دارید که اجازه ندهید از شما عکس بگیرند اما در یک راهپیمایی این اجازه را ندارید و هزاران قاعده و فرهنگ دیگر،‌اما متاسفانه هیچ کس نیست که در این زمینه اطلاع رسانی کند.

* جایگاه هنر عکاسی در ایران تعریف نشده است

به نظر شما چرا عکاسان ما در رویدادهای بین‌المللی حضور ندارند و هیچ گاه این الزام وجود نداشته است که ما یک رخداد بین‌المللی را از زاویه دید عکاسان ایرانی تصویر کنیم؟


اولا متولیان ما نتوانسته اند برای این هنر تاثیرگذارجایگاه مناسبی ایجاد کنند، ثانیاً دلایل سیاسی متعددی این کار را سخت می‌کند  البته به شرط توجه مسئولین غیر ممکن نیست، ثالثاً جامعه هنری، خصوصاًعکاسی، این معضل را دارد که هیچ عکاسی، دیگری را تایید نمی کند و تنها خود را بهترین عکاس می پندارند وطبیعتا وقتی ما برای خودمان ارزش و اعتباری قائل نیستیم چگونه دیگران آن را می پذیرند؟

* اشتباهات فاحش عکاسی در رسانه‌ها دیده می‌شود

رسانه‌های خبری ما چه اندازه با مقوله عکس و مفاهیم آن آشنایی دارند؟ آیا هوشمندانه از تصاویر و عکس‌ها استفاده می‌کنند؟

رسانه های خبری نیاز به مشاوره در زمینه عکاسی دارند اما اغلب معتقدند که خودشان متخصص عکس هستند و نیازی به مشاوره ندارند.

البته در کشور ما خیلی از متولیان و حتی مردم فکر می‌کنند در همه زمینه‌ها صاحب نظر هستند و هیچ نیازی به مشورت و حتی آموزش ندارند.

درحالی که می‌توان درمیان عکس‌های خبرگزاری‌ها،‌اشکالات و ایرادهای فاحش عکاسی را دید. عکس‌هایی که برخلاف موازین و ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اطلاع‌رسانی کرده و ناخواسته از سر بی دانشی از سوی همین خبرگزاری‌های داخلی منتشر شده  که مورد سواستفاده رسانه‌های غربی قرار گرفته است،‌ عکس‌هایی که مفهوم آن دقیقا توهین به نظام اسلامی و مقدسات و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی است. این در حالی است که تمام رسانه‌های دنیا با همین رسانه عکس تلاش کرده‌اند تا در راستای سیاست‌های خودشان اطلاع رسانی کنند اما ما به دلیل بی درایتی و عدم دانش لازم در زمینه عکاسی نتوانسته‌ایم از مقوله عکس در راستای سیاست‌های کشورمان بهره برداری کنیم

اغلب متولیان رسانه‌ای و فرهنگی از این مهم که عکسهای بسیاری در تاریخ وجود دارد که مناسبات و تحولاتی را در روند مسائل اجتماعی، سیاسی فرهنگی و جنگهای جهان رقم می‌زند، کاملا بی اطلاعند.

* درصد بالایی از عکاسان رسانه‌های ما حرفه‌ای نیستند

وضعیت امروز عکاسی خبری را در ایران به لحاظ حرفه‌ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به جرأت می ‌توان گفت، درصد بالایی ازعکاسان رسانه‌های ما عکاس حرفه‌ای به شمار نمی‌آیند و مهمترین دلیل این اتفاق هم عدم آشنایی سردبیران نسبت به مقوله عکس است؛ چون عکس خوب را نمی شناسند.

دبیران عکس معمولا براساس تسلط و آشنایی لازم و کافی به کار عکاسی انتخاب نمی‌شوند و این زنجیره‌ معیوب از عکاس تا متولیان فرهنگی کشور به هم پیوسته است، اما متأسفانه این حرفها که بعضاً به عنوان خط قرمز مطرح می شوند هم به جایی نمی‌رسد چرا که متولیان ما در برابر این مسائل و انتقادات واکسینه شده‌اند.

* بسیاری از مسابقه‌های جهانی عکس مغایر با اعتقادات ماست

اما با این وجود بسیاری از عکاسان ایرانی توانسته‌اند جوایزی را از مسابقه‌های معتبر عکاسی در سطح بین‌المللی دریافت کنند،  نظرتان در این باره چیست؟

بسیاری از این مسابقات و جشنواره‌های عکس را که عکاسان ما  برای پذیرفته شدن در آن سینه چاک می کنند،‌اساسا قبول ندارم.

بسیاری از این مسابقات اهدافی مغایر با اعتقادات و آرمان‌های ما دارند. به طور مثال «ورلد پرس فتو» که یک مسابقه خبری حرفه‌ای در جهان شناخته شده و از اعتبار زیادی هم برخوردار است، اساسا سیاسی است و اهداف صهیونیستی را دنبال می‌کند و اغلب متولیان فرهنگی بدون اطلاع از زیرساخت‌ها و خروجی چنین مسابقاتی حتی خودشان نیز مبلغ آن می‌شوند، حالا اگر خیلی از عکاسان ما هم برای حضور درآن برسر و سینه بزنند هیچ تعجبی نیست.

* عکاسان خوبی داشتیم که حالا دیگر عکاس خوبی نیستند

بسیاری از عکاسان معروف و خوب ایرانی در آژانس های عکس خارجی مشغول کارند و بسیاری هم آرزو دارند روزی به این آژانس‌های خارجی بپیوندند، نظرتان درباره کار آن‌ها چیست؟ آیا به موفقیت بیشتر آن‌ها کمک کرده است؟


برخی ازعکاسانی که از ایران رفتند و به آژانس های خارجی پیوستند، در ایران عکاسان موفقی بودند و همین هوش و پتانسیل عکاسان ایرانی باعث شده است که از موفقیت نسبی در این آژانس های خارجی برخوردار باشند. اما برخی از این عکاسان در عین اعتبار و شهرتی که دارند، به نظر من اصلاً عکاسان خوبی نیستند. به هر حال آژانس‌ها برای آن که عکس‌های مورد نظرشان را داشته باشند دلار هزینه می کنند و عکاس هم در عین داشتن دیدگاه باید چیزی را بگیرد که آنها می خواهند نه آنچه را که خود می پسندد ویا قبول دارد و به همین دلیل هم برخی از عکاسان جوانی که جذب آژانس‌ها شده اند صرفاً در قبال دلارهایی که می گیرند عکاسی می کنند و خودشان را فراموش کرده اند. هنرمند حرفه ای کسی است که دیدگاه خود را تثبیت کرده باشد و خودش را به این دلارها نفروشد.

یعنی معتقدید عکاسانی که برای این آژانس‌ها کار می‌کنند خودشان را به دلارهای آنها فروخته‌اند؟

خیل عظیمی از عکاسان ایرانی را می توان نام برد که به راحتی مزد گرفتند و برای این آژانس‌های خارجی عکس گرفتند، وقتی هم بررسی می‌شود‌،‌ می‌بینیم آنها عکاسان خوبی بودند و از زمانی که شروع به عکاسی برای این آژانس های خبری خارجی کردند، عکاسان بدی شده‌اند. به این دلیل که آژانس خارجی نگاه عکاس را نمی خواهد، بلکه آن چه را که بر اساس سیاست‌های خود دنبال می کند، از عکاس می‌طلبد، حال ممکن است این نگاه منفی یا جانبدارانه باشد. البته باید تأکید کنم که مزد گرفتن و عکاسی کردن بد نیست اما مزدور بودن اتفاق بدی است.

عکاس حرفه‌ای نگاه خاص و ویژه خود را به ماجراها دارد که از آن‌ها عکاسی می‌کند و آن عکس را می فروشد اما حاضر نیست بر اساس دیدگاهی مغایر با تفکرات و عقایدش عکاسی کند.

* سردبیران آژانس‌های خارجی دانش عکاسی دارند

خوب این اتفاقی است که در همه جا رایج است،‌هر آژانس خبری سیاست‌های خاص خودش را دنبال می کند؟ چه تفاوتی می کند در ایران باشد یا خارج از ایران؟


بله اما میان این دو تفاوت هست. کسی که در آژانس بین المللی به عنوان سردبیر است،‌ دانش وآگاهی دارد ، خط قرمزها را می شناسد؛ با سیاست ومسائل اجتماعی کاملاً آشناست و می داند کدام عکاس را با چه دیدگاهی باید به خدمت بگیرد؛ او تاثیر یک عکس در افکار عمومی را می شناسد، ولی اغلب مدیران رسانه‌های ما نسبت به تأثیر عکس بی اطلاعند و اساساً براین دانش هیچ تسلطی ندارند و صرفاً بر اساس تصورات خود عمل می‌کنند. عکسها را به قشنگی و زشتی دسته بندی می کنند. حال آنکه گاهی عکس‌ها ممکن است کاملاً‌ برخلاف آرمان‌ها و دیدگاه‌های سیاسی و اعتقادی ما باشد و این مسئله بارها در رسانه‌های ما اتفاق افتاده است.

البته ضرورتی هم ندارد که همه مدیران فرهنگی ما الزاما با عکس به صورت حرفه‌ای آشنایی داشته باشند ولی می‌توانند از کارشناسان عکس در این زمینه استفاده کنند؟

درست است، می توانند از مشاوران و متخصصان عکس استفاده کنند اما متاسفانه همین مدیران اعتقاد دارند که خودشان همه چیز را درباره عکس می‌دانند و این ادعای پوچی است که نتیجه‌اش همین می‌شود که امروز در رسانه‌هایمان می‌بینیم.

* با علم روز عکاسی دنیا فاصله داریم

وضعیت تدریس عکاسی به ویژه عکاسی خبری در دانشگاه‌ها به چه صورت است؟

بسیار تأسف انگیز است و به شدت با علم روز دنیا فاصله دارد.عکاسان ما این را از ذهنشان بیرون کنند که ما در زمینه عکس خیلی حرفه‌ای هستیم.

البته بسیاری از عکاسان ما هم عکاسی نخواندند ولی عکاسان خوبی هستند؟

خوب چه کسی این را تشخیص می‌دهد؟ چه کسی به این اهمیت می‌دهد که در دانشگاه ما به جای آن که آثار «رابرت کاپا» را به عنوان عکاسی جنگ تحلیل کنند ، آثارکسی مثل «علی فریدونی» را که به اعتقاد من بالاتر از بسیاری از عکاسان جنگ در جهان است آنالیز کنند؛  آیا کسی که باید این را تشخیص بدهد خودش دانش و سواد این تشخیص را دارد؟

* عکاس حرفه‌ای بر اساس تفکر و اعتقاد خودش عکاسی می‌کند

از نظر شما عکاس خبری حرفه ای کیست و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

امروز دو نوع برداشت از عکاس حرفه‌ای است یکی آن که عوام به یک عکاس خوب می‌گویند حرفه‌ای، دیگر آن که از حرفه عکاسی درآمد کسب می‌کند. در حوزه ژورنالیست به اعتقاد من عکاس حرفه‌ای کسی است که بر اساس نوع نگاه و تفکر خودش عکاسی کند و عکسش بدون کم و کاست در رسانه‌ها چاپ و منتشر شود. اما اکنون در آژانس‌های خبری رسم بر این است که به جای خریداری عکس،‌ خود عکاس را می‌خرند تا بر اساس دیدگاه و سیاست‌های آن آژانس عکاسی کند. خوب پس حقوق معنوی یک عکاس مؤلف چه می‌شود؟ اگر قرار است عکاس هیچ نقشی در اثرش نداشته باشد، خوب یک راننده آژانس محترم هم می‌تواند این کار را انجام دهد و نیازی به حضور یک عکاس در محل نیست، دوربین دیجیتال است و روی چند فریم در ثانیه تنظیم می شود، کافی است دست را روی دکلانشور بفشارد و بعد به لطف رایانه محترم و فتوشاپ گرانقدر هرچه می خواهند از وسط حافظه دوربین بیرون بکشند. عکاسان امروز ما هیچ نقشی در رسانه‌ها ندارند. ما عکاس حرفه‌ای و ژورنالیستی نداریم چون برای عکاس قیمت تعیین می‌شود و با همان قیمت هم او را می‌خرند. در حالی که اثر هنرمند قابل خرید و فروش است نه خود هنرمند.  این مشکل ابتدا ضعف فردی عکاسان ما و پس ازآن عادت ناشایست مدیران فرهنگی ماست.

* بیشتر عکاسان از دوربین دیجیتال برای رفع معایب خود استفاده می‌کنند

آیا دوربین‌های دیجیتال کمکی به رشد عکاسی حرفه ای ما کرده است؟


من تابع تکنولوژی هستم، وقتی آنالوگ بود به صورت آنالوگ عکاسی می کردم و وقتی دیجیتال به عرصه آمد از این امکان  استفاده کردم. متأسفانه اغلب عکاسان امروز از دوربین دیجیتال و امکانات آن به عنوان ابزاری برای رفع معایب خودشان استفاده می کنند، در حالی که ما باید از این فرصت و امکانات، برای تفکر در ثبت متفکرانه و هنرمندانه یک اثر بهره ببریم.

* عکاسی حرفه‌ای، هنر است

به اعتقاد شما عکاسی خبری هنر است؟ چون برخی از عکاسان خبری معتقدند که هنرمند نیستند بلکه تنها یک عکاس خبری هستند؟


عکاسی در انواع خود یک هنر به شمار می آید هرچند که در گونه‌های متفاوت آن درصد و کیفیت خلق هنری اثر متفاوت است اما آنچه که به عنوان یک ثبت ساده به نام عکس خبری و یا تبلیغی منتشر می کنند می تواند ربطی به هنر عکاسی نداشته باشد چرا که به فرمایش حضرت امام (ره): «هنر عبارت از دمیدن روح تعهد در انسان است» لذا عکاس خبری هم که می باید در دمیدن روح تعهد کارساز باشد اگر این وظیفه خطیر را صورت ندهد طبیعتا در دسته همان تکنسین ها قرار می گیرد نه هنرمند.

* نگهداری عکس‌ها و نگاتیوها در آرشیو رسانه‌ها تأسف‌بار است

بازگردیم به دوران مدیریت شما در خبرگزاری ایرنا که همزمان با دوران جنگ تحمیلی بود، وضعیت نگهداری عکس‌ها و اسناد تصویری دوران انقلاب و دفاع مقدس در آن زمان چگونه بود؟


در سال ۶۳ که وارد ایرنا شدم نگاتیوها را می‌بریدند سه تا سه تا و در پاکت روی هم می‌گذاشتند. تعدادی از اسکن نگاتیوهای خودم از دوران جنگ به دستم رسیده است، آن قدر خط و خش دارد که برای درست کردن یک فریم از آن مجبور به ۸ ساعت کار می‌شوم.

من دو دوره در ایرنا در بخش عکس مشغول به کار بودم. در دوره اول ‌وضعیت بسیار افتضاح و آشفته بود لذا تلاش کردم که عکس‌ها و اسناد تصویری دوران انقلاب و جنگ را از وضعیت موجود خارج کنم و ضمن جلوگیری از پراکندگی و آسیب پذیری، مانع خروج آنها از خبرگزاری شوم و در دوره بعد سعی در مکانیزه کردن بایگانی داشتم اما در کمتر از ۱۸ ماه ناگزیر به ترک مجدد آنجا شدم.

در مدیریت بعدی نگاتیوها را برای اسکن و مکانیزه کردن به شرکتی سپردند که انگار فقط برای عقد این قرارداد تأسیس شده بود و پس از دریافت هزینه هنگفت و عجیب و غریب، نگاتیوها را به قول بچه‌ها با گونی از خبرگزاری خارج کردند و بعد آن را با آسیب فراوان و البته به صورت کاملاً غیر حرفه‌ای و حتی کم ارزش باز گرداندند؛ که شرح این خسارت سنگین و غم بی مسئولیتی را باید از زبان همکاران زحمتکش ایرنا شنید.

* بخشی از نگاتیوهای عکس‌های حلبچه گم شده است!

به عنوان مثال برای چاپ کتاب «صدای سکوت» نیاز به چند عکس رنگی حلبچه که خودم عکاسی کرده بودم داشتم، وقتی مراجعه کردم به راحتی به من گفتند که بخشی از این نگاتیوها نیست. فاجعه حلبچه که به عنوان مهم‌ترین فاجعه قرن بیستم از آن یاد می‌شود، نگاتیوهایش گم شده است! من اگر از آن عکس نداشتم امروز هیچ سندی از آثار این خبر عظیم وجود نداشت.

* نه خودشان کاری برای حفظ این اسناد می‌کنند و نه به دیگران این اجازه را می‌دهند

عکس‌ها و نگاتیوهایی که در اختیار خبرگزاری‌هاست،‌ آیا عکاسان آن می‌توانند به راحتی از این آرشیو استفاده کنند؟

آن زمان که در ایرنا کار می‌کردیم به این صورت بود که این نگاتیوها در مالکیت خبرگزاری بود و هر عکسی که عکاسش برای نمایشگاه یا چاپ کتاب می‌خواست به او داده می‌شد، اما امروز که دوران دیجیتال است و قابلیت اسکن وجود دارد، این امکان در اختیار عکاسان گذاشته نمی شود.  من به عنوان عکاسی که هزاران فریم عکس در این خبرگزاری دارم، باید بابت هر فریم آن مبلغ زیادی را درقبال یک نسخه اسکن شده آن بپردازم در حالی که من به عنوان مؤلف دارای حقوق معنوی این عکس ها هستم،‌ آن ها نه خودشان کاری برای این تصاویر و اسناد مهم دوران انقلاب و دفاع مقدس می کنند و نه به دیگران این امکان را می‌دهند.

* نگاتیوها و عکس‌ها را ساماندهی کردم اما نیمه‌تمام ماند

وق

سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه ، 1391 بازدید:5 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 5 بار بازديد شده

  نمایشگاه هامد جابرها در گالری آتبین
نمایشگاه

جمعه ۲۹ اردیبهشت نمایشگاه عکس و ویدئو «هامد جابر‌ها» در گالری آتبین به نمایش درمی‌آید.
این مجموعه با عنوان «بادبان شو، ماهی شو، آب شو» به همت علیرضا ریاحی ـ مدیر موسسه هنری NRK ـ در گالری آتبین برپا خواهد شد.
در این نمایشگاه ۲۲ عکس دیجیتال از تجربه‌های جدید عکاسی این هنرمند به دیوار می‌رود و همچنین ویدئویی با عنوان «آب شو» تکمیل کننده نمایش بصری تابلو‌ها خواهد بود.
هامد جابر‌ها تاکنون در ۳۰ نمایشگاه گروهی، داخل و خارج از ایران از جمله بینال ورشو، تربینال تویاما و بینال آرم و نشانه تاماگا در روسیه حضور داشته و مدیر هنری گروه در گروه مجلات همشهری، مجله سرزمین من  بوده است و همچنین این روز‌ها مدیریت هنری مجله الکترونیکی «هست» را بر عهده دارد.
نمایشگاه تا سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۱ از ساعت ۱۶ تا ۲۱ ادامه دارد.
گالری آتبین، خیابان ولیعصر، ضلع جنوب چهارراه پارک‌وی، کوچه خاکزاد پلاک ۴۲

سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه ، 1391 بازدید:5 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 5 بار بازديد شده

  نمایشگاه من، تو، خاکستری در حوزه هنری تهران
نمایشگاه

نمایشگاهی از آثار عکاسی احمدرضا نقی زاده با عنوان: " من، تو، خاکستری " عر روز شنبه 30 اردی بهشت ماه جاری در حوزه هنری تهران و پس از آن در نگارخانه حوزه هنری شیراز گشایش می یابد.

نمایشگاه « من، تو، خاکستری » در تهران و شیرازدر این نمایشگاه آثار عکاسی مستند به صورت مجموعه عکس سیاه و سفید در قالب ۱۵ قطعه عکس ارایه می شود.

در تابلوی اول این نمایشگاه توضیحاتی در مورد چگونگی ساختارِ مجموعه ها و تاثیر نشانه ها در ترکیب این آثار داده شده و همچنین به دلایل ارائه ی عکس ها به صورت سیاه و سفید پرداخته شده است.

احمدرضا نقی زاده متولد سال 1359 و دانش آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی است و پس از نمایشگاه عکس " برداشت " که مهرماه سال گذشته برگزار شد، این دومین نمایشگاه انفرادی اوست که در اصفهان نیز به مدت ده روز در " نقش خانه " حوزه هنری اصفهان برپاشد و مورد دیدار علاقه مندان قرار گرفت.


لازم به ذکر است این نمایشگاه از 20 تا 25 خرداد ماه سال جاری نیز به ورت نمایشگاهی در حوزه هنری شیراز برگزار خواهد شد.

علاقه مندان می توانند تا پایان روز چهارشنبه 10 خردادماه از ساعت 9 تا ۱۹ از این نمایشگاه دیدن کنند.
نگارخانه حوزه هنری در تهران، انتهای خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ، نگارخانه شماره دو واقع شده است.

سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه ، 1391 بازدید:5 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 5 بار بازديد شده

  170مین نمایشگاه موزه عکسخانه‌ شهر
نمایشگاه

چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱یکصد و‌ هفتادمین نمایشگاه موزه عکسخانه‌شهر به مناسبت روز جهانی موزه با عنوان «قاجاربرصفحه نقره اندود» به نمایش عکس‌های رجال عصر قاجار از مجموعه اشکان امینیان اختصاص یافته، که شامل ۳۰ قطعه عکس در اندازه‌های مختلف است.

 «نمایشگاه شامل پرتره‌های رجال دوره قاجار می‌باشد که توسط عکاسان مطرح قرن نوزده میلادی گرفته شده‌اند. این تصاویر تا به امروز کمتر به معرض نمایش گذاشته شده‌اند. آثار به نمایش در آمده از اساتید قدیمی عکاسی مانند: فلیکس نادار، اوژن پیرو، آدل، دیمیتری یرماکوف، آنتوان سوریو گین، میرزا عبدالله قاجار، دوست محمد خان معیرالممالک، محمد حسن قاجار، میرزا محمد خان حشمت الممالک، روسی خان، سید علی و رضاخان عکاس نظام است.»

اشکان امینیان دانش آموخته کار‌شناسی ارشد تاریخ از دانشگاه هامبورگ و نسب‌شناس است.

نمایشگاه حاضرسومین نمایشگاه از مجموعه وی است.


نمایشگاه تا ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ در روز‌های شنبه تا چهارشنبه ساعت ۹ تا ۱۷ و پنج شنبه ۹ تا ۱۳ (به‌جز روز‌های جمعه ‌ و ایام تعطیل) ادامه دارد.
موزه عکسخانه شهر، میدان هفت‌تیر، خیابان بهار‌شیراز، بوستان بهار‌شیراز

سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه ، 1391 بازدید:5 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 5 بار بازديد شده

 
وضعیت آنلاین
در حال حاضر 166 مهمان و 1 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

آمار کاربران

وبلاگ های عکاسان

علی گرامی فر

حسین جاودانی

امین حسینی

ابراهیم نیک خو

محمدرضا طهماسب پور

نازنین طباطبایی یزدی

منصوره معتمدی

مهدی مقیم‌ نژاد

یدالله ولی‌زاده

اسماعیل عباسی

داریوش کیانی

نعما م. روشن

کیارنگ علایی

کاوه بغدادچی

بابک شعبانی


لینک دوستان

Az-Photo.com | اولین، کاملترین و بروزترین وبسایت تحلیلی هنر عکاسی در شمالغرب کشور






تمام لينك ها


لينكستان

Atlas Market


artna


jamphoto


iranipc


Babak Shaabani


dorbinshop


durbin net


akkaskhaneh


Aks Online


farnet


picu


zoomnews


iranphotojournalists


azarbayjan nature photographers


chilick


Photo Alarm


akkasee


tavoosonline


cameraman


aksnews



مطالب گذشته
پنجشنبه، 28 ارديبهشت ماه
· عکس‌ های دوخته‌ چی‌ زاده در گالری دی
· نمایشگاه گروهی عکاسان ایرانی در کانادا
· مراسم اختتامیه جشنواره گلستانه
چهارشنبه، 27 ارديبهشت ماه
· تشکیل دبیرخانه دائمی برگزاری جشنواره ها
· کارهای بیکاری در کرمان
سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه
· سومین جشنواره بین المللی عکاسی ترکیه 2012
· جایگاه مناسب جشنواره عکس اردیبهشت
· مرکز هنرهای معاصر ژنو میزبان هنرمندان ایران
· نمایشگاه گروهی «گروپاژ» در گالری راه ا
· دومین نمایشگاه گروهی بین المللی خانه عکاسان
· رضا موسوی در جشنواره تئاترکپنهاگ
· گفت‌وگوی تفصیلی با احمد ناطقی
· نمایشگاه هامد جابرها در گالری آتبین
· نمایشگاه من، تو، خاکستری در حوزه هنری تهران
· 170مین نمایشگاه موزه عکسخانه‌ شهر
دوشنبه، 25 ارديبهشت ماه
· 5 نکته در تنظیم نور طبیعی / سپیده قیطاسی
· سفر عكاسان تبريزي به جنگلهاي ارسباران
· راه یافته گان به نهمین سوگواره عکس با عاشورا
· استقبال قابل توجه از جشنواره عکس شیراز
· کارگاه آموزشی عکاسی در سربیشه
· گران‌ترین دوربین عکاسی جهان
· اسامی برگزیدگان جشنواره عکس بوم برکت
· حکم کارگروهی جشنواره بین المللی امام رضا (ع)
· کتاب عکاسی زیر آتش منتشر شد
· کتاب عکاسی زیر آتش منتشر شد
يكشنبه، 24 ارديبهشت ماه
· با رنگ‌ها باد می‌رقصد
· تور سایت عکاسی به مجموعه شهر سبز رامسر
· ارزش عکس‌ خبری هاشمی رفسنجانی و احمدی‌ن
· عملکرد ضعیف در برگزاری مسابقات عکاسی
· نمایشگاه عکس در کوه بالوقایه کوه بالوقایه

مطالب قدیمی تر

تبلیغات شما
نمایشگاه های مجازی از مناسبت های ملی

کلیه حقوق این مجموعه طبق قانون کپی رایت متعلق به سایت az-photo.com می باشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Powerd by: Babak Shaabani
Copyright .:: Az-Photo ::. ©  2008-2012


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir