جستجو



منوی اصلی
منوی اصلی
مطالب سایت
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

مطالب تصادفی

نمایشگاه
[ نمایشگاه ]

·نمایشگاه گروهی عکس در قاین
·اولین نمایشگاه انفرادی الناز فرح بخش
·عکس‌ های دوخته‌ چی‌ زاده در گالری دی
·نمایشگاه گروهی عکاسان ایرانی در کانادا
·کارهای بیکاری در کرمان
·نمایشگاه گروهی «گروپاژ» در گالری راه ا
·دومین نمایشگاه گروهی بین المللی خانه عکاسان
·نمایشگاه هامد جابرها در گالری آتبین
·نمایشگاه من، تو، خاکستری در حوزه هنری تهران

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

مشتري تبليغات
ورود:
رمز عبور:
 

آخرین ارسالها
کل موضوعات 4
کل ارسال ها 13
کل بازديد ها 57575
کل پاسخ ها 9
کل اعضا 186
آخرين 20 ارسال انجمن

هانری کارته برسون
ارسال شده توسط m_amin در مورخه : چهارشنبه، 6 بهمن ماه ، 1389

صادقانه ترین نوع عکاسی
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : چهارشنبه، 14 مهر ماه ، 1389

توصیه هایی برای داشتن آرایشی منا
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389

قوانین تالار گفتگو
ارسال شده توسط az-photo در مورخه : سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389

تالار گفتمان جستجو

صفحات سایت
نام صفحهبازديد
 فروشگاه آذ-فوتو[439]
 هنرمند فقید استاد علاءالدین ملماسی[823]

نمايش آرشيو صفحات


تبلیغات شما
.:: Babak Art ::.

 
Az-Photo.com | اولین، کاملترین و بروزترین وبسایت تحلیلی هنر عکاسی در شمالغرب کشور: نقد

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

  فراموش ... خانه / نوشته ای از احسان قنبری فر
نقد

آذفوتو / احسان قنبری فر

فراموش خانه / نوشته ای از احسان قنبری بر مجموعه عکس های علی گرامی فر

انسان، همواره مشتاق تماشای نادیده‌ها است. گوشه‌ای از یک اتفاق، منظری دور از دسترس، یا حتی تصویری از یک رویای دست نیافتنی. تکرار‌ها درحاشیه عادت کم‌فروغ می‌شوند و تاز‌ه‌ها همواره تماشایی می‌مانند. عکاس مستندنگار، همواره در نگرشی دقیق می‌کوشد تا نادیده‌ها یا نادیده انگاشته شده‌های پیرامون خویش را دریابد و در انعکاسی هدفمند، آن‌ها را، آن‌گونه که خود بدان می‌نگرد، به مخاطبان آگاه خویش بنماید.

این آیینه‌های کمتر نمودار شده در سایه وجه استنادی تصویرگری، مخاطب را در مواجهه رودررو با واقعیت‌هایی انکارناپذیر قرار می‌دهد. سکوتی که بر قاب عکس حکمفرما است و زمان که برای تماشای یک عکس، بی‌اندازه است، در کنار صمیمیت حاکم بر خلوت عکس و مخاطب، فرصتی مغتنم را برای تماشا و تامل به مخاطب هدیه می‌کند.

­در میان گونه‌های مختلف مستند نگاری، انسان نگاری، به واسطه انگیزش همزاد پنداری میان مخاطب و سوژه، جلوه‌ای دوچندان دارد. اتفاق درون قاب و موقعیت تحمیل شده بر انسان‌های محصور در آن، هر چه که باشد، به واسطه یگانگی وجودی میان سوژه و مخاطب، تجربه‌ای کمابیش مشابه را در بیننده برمی‌انگیزد و امکان درک آن موقعیت را برپایه مشاهدات و تجربیات مشابه برای وی مهیا می‌کند. این فرآیند، همواره جذابیت مستند نگاری‌های اجتماعی را تضمین می‌کند و به همین توصیف، همواره و هر روزه شاهد رخ نمودن قاب‌هایی تازه از این گونه عکس‌ها هستیم.

این صفحه به بازنمایی عکس‌هایی از علی گرامی‌فر، عکاس جوان و خوش‌آتیه تبریزی خواهد پرداخت، که در مکاشفه‌ای پنج ساله، دشواری‌ سفرهای مکرر به گوشه‌هایی وانهاده از عبور را بر خود هموار ساخته و انسان را با نگاهی تازه نگریسته است. و دریغ آنکه غالب این عکس‌ها در حافظه‌های الکترونیکی وی محبوس و محصور مانده و تاکنون منتشر نشده‌اند. این صفحه به معرفی چند تک عکس از "فراموش خانه" یکی از مجموعه‌ عکس‌های این مستندنگار خوش ذوق و حاصل تلاش دوساله وی خواهد پرداخت.


عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس‌ها به گونه‌ای بارز و برجسته سرشار از صداقت و صمیمیتند. آنچه این آثار را از بسیاری از نماهای مشابه خود متمایز می‌سازد، صمیمیتی است که عکس‌ها را در برگرفته است. لحظات تصویر شده آرام و صمیمی‌اند و مخاطب را برای لحظاتی به درونی‌ترین لایه‌های این جمع از دنیا بریده می‌برند. این اتفاق نه تنها به‌موجب نگاه خاص عکاس و زاویه نگاه او، که بیش از آن به موجب حضور طولانی و چندین باره عکاس در این جمعیت است. سفرهایی مکرر و مداوم که به او اجازه داده است که به عنوان یک دوست، در این جمع دیگرگونه، پذیرفته شود.

گرامی‌فر برای تهیه این عکس‌ها  بارها و بارها به محل سفر کرده و هر بار مدت زمانی را در میان آن‌ها سپری کرده است و با ایجاد رابطه‌ای مبتنی بر درک روحیات و اندیشه‌های متفاوت این بیماران، خود را در اجتماع آنها به عنوان یک دوست معرفی کرده و گنجانده است و به این واسطه حضور ناملموس و نه چندان طبیعی دوربینش را در این فضا توجیه و ممکن ساخته است. حاصل این تلاش مجموعه آثاری است که بی‌واسطه و نزدیک مخاطب را در این صمیمیت توصیف ناپذیر شریک می‌کند.

بیننده چنان خود را به این سوژه‌های متفاوت نزدیک می‌بیند که به سادگی می‌تواند احساسات و عواطفشان را درک کند و جلوه‌هایی متفاوت از آن را در درون خویش بیابد. از دید مخاطب، سوژه‌های این عکس‌ها، آشنا و هم‌دردند.
انسان‌هایی که شاید اندکی پاک‌تر، کمی زلال‌تر و بارها آیینه‌تر بوده‌اند. جمعی که بی‌پروا، نقاب گردگرفته و کهنه عقلانیت را کنار زده و جنون را به این عقلانیت‌های جنون‌آور ترجیح داده‌اند. فراموشمان کرده‌اند و فراموششان کرده‌ایم. گاه اما نهایت عروج و عرفان و عشقمان را به صفت ایشان می‌آراییم و فخر می‌فروشیم.


عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

فرصت فراوان و تلاش قابل تقدیر گرامی‌فر، موجب حصول انبوهی از عکس‌ها است. با تماشای این آثار می‌توان به سادگی خود را در میان این جمع بی‌آلایش تصور کرد. دردها و زجر‌هایشان را دید، در شادی‌های پاک و سرشار از صداقتشان شریک شد و گاه از دریچه نگاه و اندیشه آن‌ها تمام دلخوشی‌های دنیا را در یک استکان چای بیشتر یا یک نخ سیگار خلاصه دید..می‌توان تنها شد و اندیشید، می‌توان خسته بود و گوشه‌ای گزید.. اینجا حتی می‌توان عاشق بود و معشوقه را بی‌پروا.. بوسید..


عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه


­
عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

عکس از: علی گرامی‌فر، از مجموعه: فراموش‌ خانه

جمعه، 12 اسفند ماه ، 1390 بازدید:1171 نظرات 4 نظر ادامه اين مطلب 1171 بار بازديد شده

  دوزخ، همان دوزخ است
نقد

الهام صالح/ دوربین.نت

این ها دست های کیست؟ به سمت چه چیزی دراز شده؟ چه چیزی را طلب می کند؟ «دوزخ»؟ یا این که نه، برای گریز از دوزخ، دست به چیزی دراز کرده اند؟ شاید در طلب یاری، شاید…

دوزخ در همه ادیان مکانی دردناک است، مکانی برای بدکاران، جایی پر از درد و شکنجه. با این حساب، آیا «دوزخ» می خواهد از این فضا بگوید؟ برای یافتن پاسخ باید کتاب «جیمز نچوی» را ورق زد.

«رومانی»، نخستین بخش است. این بخش را باید دید. اما آیا نخست عکس ها را یا نوشته هایی که این تصاویر تلخ را روایت می کنند؟ هر دو، امکان پذیر است، اما شاید مشاهده تصاویر «رومانی» پس از مطالعه متن، درد بیشتری را به روح تزریق کند.

«رومانی»، با یک کودک آغاز می شود، کودکی که رنگ روشن چشم هایش حتی در تصویر سیاه و سفید هم پیداست. این تصویر، کامل نیست، فقط نیمی از صورت پسرک را نمایش می دهد، اما همین یک نیمه برای انتقال اندوه پسرک کافی است. اندوهی که دست مشت شده کودک بر میله تخت، آن را تایید می کند.

تصاویر دیگری هم از کودکان هست؛ کودکانی آرمیده بر تخت، با چهره هایی که بیماری را فریاد می زند. این چهره ها منتقل کننده ترس اند.

بچه ها لاغر و بیمار و وحشت زده اند. تن های برهنه شان، پوست هایی بر استخوان چسبیده است.

آن ها حاصل فرمان ۷۷۰ هستند. فرمانی که «نیکولا چائوشسکو» در تلاش برای رشد صنعتی شدن رومانی، جلوگیری از بارداری و سقط جنین را ممنوع کرد.

سقط جنین، غیر قانونی شد، اما از بین نرفت. نوزادان در بیمارستان ها رها شدند. آن ها نقص عضوهای مادرزادی داشتند، یا بیماری های لاعلاج. ایدز هم بود.

چائوشسکو و همسرش در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۸۹ میلادی اعدام شدند.

«رومانی» را که ببینی، بدون شک خواهی گفت:«اعدام، حقشان بود.»


سومالی

«وای!» ای صوت، خودآگاه نیست. هر قدر هم سخت باشی، هر قدر هم تصاویر دردناک دیده باشی، این صوت، یا اصوات مشابه، گریزناپذیر است.

«سومالی»، تو را دیوانه می کند. اگر در «رومانی» فقط کودکان، یا پیرمردها و پیرزن ها درد داشتند، اینجا همه درد دارند. درد را می توان در اسکلت های نمایان تن ها به آسانی دید. درد، صفحات کتاب را پشت سر می گذارد و خیلی آسان به تو، به مخاطب این کتاب سرایت می کند؛ دردی از تن به تن. «آخ» دردناکی خواهی کشید.

تو را هشدار می دهم. اگر طاقت نداری، ورق زدن کتاب را بی خیال شو! و اگر توان داشتی، خوب نگاه کن! اسکلت برهنه کودکی مرده با آن صورت فرشته گون، حاصل جنگ است. نخست جنگی که حکومت مرکزی سومالی را از بین برد و سپس جنگ های قبلیه ای.

آژانس های بین المللی از امدادرسانی بازماندند. محموله های غذا توسط شورشیان به سرفت رفت. سربازان آمریکایی، مسئولیت تامین امنیت توزیع محموله ها را بر عهده گرفتند. سال ۱۹۹۲ بود. ده ها هزار نفر نجات یافتند، اما این ماجرا پایانی خوش نداشت. در فاصله ماه های ژوئن تا نوامبر ۱۹۹۳، نود نفر از این سربازان و دو هزار نفر از مردم سومالی جان باختند. نتیجه همین است که عکاس به ثبت رسانده؛ چشم هایی از حدقه بیرون زده، تن هایی نزار.


هند

«دالیت»، این واژه شاید نامانوس باشد. می توان عنوان دیگر آن را گفت:«نجس».

آن ها ساکنان بومی سرزمین هند هستند. بومیانی که بیست درصد از جمعیت یک میلیارد نفری هند را تشکیل می دهند.

«هند»، دالیت ها را روایت می کند، اما هدف عکاس، چیزی فراتر از به تصویر کشیدن رنج های یک قوم است. او می خواهد تبعیض نژادی را نشان بدهد، حتی اگر این تبعیض برای دالیت ها، یک امر عادی باشد. دالیت ها مجبورند به انجام پست ترین و کم درآمدترین کارهای جامعه؛ گرفتن موش ها، جمع آوری فاضلاب انسانی و …

آن ها خود را به اطاعت از ارباب، به کتک خوردن و شکنجه شدن محکوم می دانند، اما نچوی، نظری دیگر دارد. دست هایی که روی آجرها به تصویر کشیده، گریه دخترک و صورت گریان مادرش، این ها همه تبعیض نژادی را محکوم می کند، اما بدون واژه، با تصویرهایی که ساختگی نیست، مستند است؛ عین واقعیت.

«هند»، در مقایسه با بخش های قبلی، درد کمتری را انتقال می دهد، اما باز هم روایتگر رنج بشر است.


باز سودان!

باز سودان! تصاویر این کشور قحطی زده، هر قدر ثبت شود، کافی نیست. اینجا درد، عمیق تر از این حرف هاست که یک بار روایت آن کافی باشد. ان را باید دوباره و دوباره روایت کرد.

قطرات نشسته بر کمر عریان مرد (یا زن)، شاید قطرات آب باشد، شاید هم قطرات خون. اینگونه هم می توان تصور کرد. او پشت به دوربین است. چهره اش را نمی توان دید. شاید شرم دارد، اما نه! شرم در کشوری که همه فقیر و بیمارند، بی معناست.

چهره ها رو به دوربین اند، اما به دوربین زل نزده اند. حضور عکاس برایشان حضوری ملموس است. چیزی برای پنهان کردن ندارند، پس شرمگین نیستند.

در «سودان»، اغلب برهنه اند. برهنه مادرزاد، گاهی هم تکه هایی مندرس از پارچه، قسمت هایی از بدن را پوشانده. این پارچه ها لباس نیستند، رواندازند و آدم ها؛ چوب های خشک، مردگانی در قالب زندگان و آنقدر نزار که راه رفتن برایشان دشوار است. چهار دست و پا راه می روند.

در «سودان»، از خود می پرسی:«عکاس چطور ثبت این لحظه ها را تاب آورده؟!»


بوسنی

«بوسنی»، انعکاس مستقیم جنگ است به روایت نچوی.

تصاویر این بخش، نتیجه نبرد بین صربستان و کرواسی است، نبردی که در پایان آن «بوسنی هرزگوین» باید بین این دو تقسیم می شد. این جنگ هم حاصل تبعیض های نژادی بود. در تصاویر، سربازان اسلحه به دست از شهر دفاع می کنند. آن ها در خیابان ها هستند، یا در خانه هایی که جنگ ویرانشان کرده.

در «بوسنی»، سربازان سوژه نیستند. آن ها تعداد معدودی از عکس ها را به خود اختصاص داده اند. اینجا مردم سوژه اند؛ همان ها که اثرات مخرب جنگ را به اجبار تحمل می کنند. مردی که روی تخت بیمارستان است، نتیجه همین جنگ است. او از شدت درد نعره می کشد. می توان صدایش را شنید. می توان اندوه مردم را دید. تفاوتی ندارد آرام بر مزار عزیزانشان ایستاده باشند، یا مویه کنان.

همه این ها ملموس است و این لمس مستقیم و دردناک واقعیت، حاصل توانایی عکاس؛ نچوی. کسی که از او با عنوان «عکاس جنگ» یاد می شود، اما در واقع «عکاس ضد جنگ» است.


روآندا

پوست هایی چسبیده بر استخوان، مانند تصاویر بخش های دیگر، اما با یک تفاوت؛ این ها مرده اند و آن ها زنده بودند.

جسدهایی به تعداد زیاد، رها شده بر خیابان، یا در خانه ها. اینجا «روآندا» است؛ دربرگیرنده تصاویری از زن ها، مردها و کودکان زنده، اما رنج کشیده و اسکلت هایی بی جان.

در این بخش، فقط انسان ها به تصویر کشیده نشده اند. عکاس، ابزار قتل عام را هم در دو صفحه، کنار هم به ثبت رسانده؛ ساطورها و تبرها. این ابزارها در نسل کشی مورد استفاده قرار گرفته. بهانه نسل کشی هم سقوط هواپیمای رئیس جمهور هوتویی روآندا بود. عده بی شماری به قتل رسیدند. برخی هم زنده ماندند، اما جراحات جسمی حاصل از توحش را تا پایان عمر بر دوش می کشند.

نچوی، در یکی از عکس ها، یکی از این افراد را به تصویر کشیده؛ نیم رخی از مرد سیاه پوست با پنج اثر ضربه، جراحت هایی بر چانه، گوشه لب ها (که تا گوش ادامه دارد)، کمی پایین تر از چشم (تا لاله گوش)، بالای گوش (که کمی از گوش را هم بریده) و روی سر. این جراحت ها هم حاصل جنگ است، حاصل ظلم انسان بر انسان.

نچوی، همه جا هست

جسدهای پیچیده در پارچه ها، حاصل قحطی اند و قحطی حاصل مهاجرت اعضای قبیله «هوتو» به شهر گوما در زئیر.

«زئیر»، نتایج حاصل از این مهاجرت را تصویر می کند.

«چچن»، تصویرگری پیامدهای جدایی چچن از روسیه است؛ ویرانی ها، جنگجوها، کشته ها و بازماندگان با اندوهی که بر دل و چهره دارند.

نچوی، همه جا هست؛ سودان، هند، زئیر، چچن و کوزوو.

او در کتابش می گوید:«دوزخ، حاصل یک سفر شخصی در میان دستاوردهای تاریک دهه پایانی قرن بیستم است. این کتاب بایگانی کشته شدگان، سوگواری ها، بی عدالتی ها و ظلم ها، رنج ها، خشونت و مرگ در این سال هاست…»

نچوی، رنج حاصل از جنگ را روایت کرده و «دوزخ»، همان دوزخ است، شک نکنید!

دوزخ، مجموعه عکس های جیمز نچوی/ به اهتمام: علیرضا پروین/ ترجمه: صدیقه قویدل/ کتاب آراد، ۱۳۹۰

يكشنبه، 27 آذر ماه ، 1390 بازدید:170 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 170 بار بازديد شده

  فراخوان اولین مسابقه نقد عکس
نقد

سایت نقدعکس در جهت اهداف آموزشی خود و به منظور ارتقای جایگاه هنر عکاسی و دانش نقدعکس + اقدام به برگزاری «نخستین فراخوان مسابقات نقد عکس» در دو بخش آماتوری و حرفه ای نموده است. طبق اعلام قبلی داوری این مسابقه توسط داریوش محمد خانی انجام و جوایز نفیسی توسط شرکت نورنگار به نفرات برتر هر بخش اهدا خواهد شد. بعد از داوری و اعلام نتایج نیز، برترین نقدعکس به نام نقاد آن در بخش نقدهای برگزیده سایت منتشر خواهد شد. برای اولین دوره این مسابقات عکسی از انسل آدامز به نامfarm workers انتخاب شده است.



برای شرکت در این مسابقه به نکات زیر توحه نمایید:

آیین نامه مسابقه نقدعکس:
    شرکت تمامی علاقمندان به نقدعکس در این مسابقه آزاد می‌باشد.
    برای ارسال نقدهای خود از فرم ارسال دیدگاه در همین صفحه استفاده نمایید.
    نقد های ارسال شده تا پایان مهلت شرکت در مسابقه قابل رویت نخواهد شد.
    پس از پایان مهلت ارسال نقدها، فرم ارسال دیدگاه در این صفحه بسته خواهد شد.
    نقدهای ارسال شده پس از پایان مهلت شرکت در مسابقه و قبل از داوری برای عموم قابل رویت خواهند شد.
    بعد از داوری نقد های ارسال شده، دو نفر بعنوان نفرات برتر بخش های آماتوری و حرفه ای معرفی خواهند شد.
    گروه بندی نقدهای ارسال شده در بخش آماتوری یا حرفه ای به عهده داور مسابقات خواهد بود.
    اسامی افرادی که نقد آنها به بخش حرفه ای راه یابد، بعنوان افراد راه یافته در بخش مسابقات حرفه ای نقدعکس معرفی، تقدیر و منتشر خواهند شد.

جوایز مسابقه نقدعکس:
    نفر اول بخش آماتوری: یک کیف حرفه ای دوربین دیجیتال تا سقف ۴۰٫۰۰۰ تومان از فروشگاه نورنگار.
    نفر اول بخش حرفه ای: یک کیف حرفه ای دوربین دیجیتال تا سقف ۶۰٫۰۰۰ تومان از فروشگاه نورنگار.
    تبصره: در صورت لزوم، برندگان میتوانند محصول دیگری را تا این قیمت از فروشگاه نورنگار انتخاب نمایند.

گاهشمار مسابقه نقدعکس:
    اعلام فراخوان: ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۰
    مهلت شرکت در مسابقه: ۳۰ دی ماه ۱۳۹۰
    داوری: ۱ لغایت ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۰
    اعلام نتایج و تحویل جوایز: ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۰

یادآوری:
    برای شرکت در مسابقه نام و ایمیل خود را با دقت وارد نمایید.
    بن های خرید از فروشگاه برای برندگان فقط به ایمیل معرفی شده در زمان شرکت در مسابقه ارسال خواهد شد.

مسابقات نقدعکس در جهت فراهم نمودن بستر رقابتی سالم به منظور آموزش نقدعکس برگزار می گردد، پیشاپیش از کلیه اساتید و علاقه مندان به این هنر که با ارسال نقد، حمایت و همکاری در این خصوص ما را در رسیدن به این مهم یاری می نمایند تشکر و قدردانی مینماییم.

پنجشنبه، 24 آذر ماه ، 1390 بازدید:392 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 392 بار بازديد شده

  عکاس تأثیر گذار / خلیل غلامی
نقد

عکاس، چه حرفه‎ی خبرنگاری یا هنری، می‎بایست تأثیر گذار باشد و گرنه در کنج آرشیوها بایگانی خواهد شد. اگر این نظر را پذیرا باشیم، باید المان‎های تأثیر را هم بپذیریم. این پرسش را پیش می‎کشم که، عکاس تأثیرگذار یعنی چه؟ با این پرسش می‎توان بحث را به سادگی پیش برد و از سخنان پیچیده و دشوار پرهیخت. از این رو، من روی واژه‎ی «اثر» تمرکز می‎کنم که به نظرم راه گشا خواهد بود. این واژه نشان دهنده‎ی پیوند دو چیز یا دو موضوع است و تصور «اثر» بدون فرض دو سویه‎گی امکان ناپذیر است. در عکاسی، این اثر را باید بین عکاس و بیننده جا داد. هنگامی که من از هنر مؤثرم سخن می‎گویم، سوی دیگر سخن‎ام کسانی‎اند که گوش فرا می‎دهند یا اثرم را ارزیابی می‎کنند. در واقع، این به آن اثر می‎گذارد و آن به این. در این تبادل باید هنر مؤثر را یافت.


عکس از آلفرد یعقوب زاده


در اولویت نخست، عکاس برای ارزش گذاری اثرش در کنار فلسفه‎ی خود، به بینندگان‎اش توجه می‎کند. او مراقب آثار خود است که در نشریات، سایت‎ها و یا در نمایش‎گاه‎ها در معرض عموم قرار می‎گیرد. نگاه‎های پرسش‎گرانه‎ی مردم برای او اهمیت می‎یابد و از این رو، اثر واسطه‎ای بین مردم و خود می‎شود. پس اثری که بین مردم رفته و رضایت بیش‎تر آنان را برانگیخته، عکاس را مردم‎گرا یا مؤثر می‎کند. و این که اثری بین مردم نرفته از پیوند دو سویه محروم است و در گوشه‎ی تنهایی خود هلاک خواهد شد.

عکاس رزومه جو یا کسی که در بند شهرت باقی می‎ماند و به افتخارهای نزدیکان‎اش بسنده می‎کند، به بساط هنر آسیب می‎زند. هنر افتخار کردنی نیست: گام زدنی که مدام رو به جلوست چیزی برای فخر ندارد- اگر زنده بودن خود به خود افتخارآمیز است، هنر نیز چنین است. کسانی که به آثار خود اعتماد دارند در واقع، از نگاه‎های مردم می‎یابند. در این راستا، مفهوم «بازتاب» را باید از «نمایش‎گاه» جدا کرد. بازتاب نشانه‎ای‎ست رو به جلو و از نگاه‎های پرسش‎گرانه‎ی مردم برمی‎خیزد؛ و این که کدام مردم، بحث دیگری‎ست که از فلسفه‎ی عکاسان برمی‎خیزد.

و اما این که، عکاس غیرمؤثر یا بی‎تأثیر چه کسی‎ست، باید گفت او توجهی به داوری‎های مردم ندارد و اثر خود را در حاشیه قرار می‎دهد. هنر محض هنری‎ست خود بزرگ بین و بی‎محتوا که اهمیتی به مردم نمی‎دهد. او فراتر از مردم است و اثر خود را مستقل از مردم می‎‎آفریند. عکس‎های انتزاعی بی‎محتوا اهمیتی به زندگی و فلسفه‎ی مردم نمی‎دهند و در جهان تنهای خود به سر می‎برند. این گونه آثار هیچ گاه نخواهند توانست بین مردم راه یابد.

از دیگر عکس‎های نامؤثر، عکاسان کپی‎کاراند که همواره گوشه‎ی چشمی به هنرمندان برجسته داشته و در راستای آثار مؤثر گام برمی‎دارند. این گونه عکاسی لازمه‎ی هر هنرمند تازه کاری‎ست و نمی‎توان بی این توجه به آثار بزرگ کاری از پیش برد. ولی مرحله‎ای برای هنرمند تعریف شده است که به مقام هنرمندی نشانده می‎شود. او باید بتواند از عهده‎ی سوژه‎های خود برآید. او از جاده‎ی هموار و راحت کپی دست می‎شوید و کم‎کم به نگاه خویش می‎رسد. گام‎های خود را می‎تواند روی اثرش تشخیص دهد و این تشخیص در مراحل بالاتر باید از آن مردم باشد: یعنی مردم رد پای او را بگیرند. عکاس اگر به گام‎های خود نرسد هم چنان در تقلید و کپی برداری در جا خواهد زد. او هم در نامؤثری رنج خواهد برد: از دور خود گشتن خسته می‎شود ولی راهی نمی‎یابد. این همه هنرمند افسرده و بیمار در حلقه‎ی نامؤثری سپری می‎کنند.

پس، عکاس مؤثر از آن جایی که چشمی در نگاه مردم دارد و سوژه‎ی خود را می‎یابد و از تکرار سوژه‎های دیگران می‎پرهیزد، گامی رو به جلو دارد و برای مردم‎اش ارمغانی از شاد زیستن می‎آورد.

***

عکس‎های کوتاه مدت، بلند مدت و جاودانه

غالبا گزارش‎های خبری روز را کوتاه مدت قلمداد می‎کنیم. و این تا اندازه‎ی زیادی درست است. عکس‎های کوتاه مدت از عمر مفید کمی برخوردارند و بیش‎تر موسمی یا موجی‎اند: مثل تصویری از یک شهید در خیابان که در عرض چند ثانیه همه جای جهان پخش می‎شود. یک عکس روز می‎تواند پس از سی سال دوباره بسته به نیازها مطرح شود و هر از گاهی موجی از نگاه‎ها به سوی‎اش برخیزد. جنگلی که تخریب می‎شود هواداران محیط زیست را عصبی می‎کند و به موجی از مخالفت تبدیل می‎شود. نخستین عکس از این صحنه بهترین و مؤثرترین اثر می‎شود.

با این وضعیت، آثار بلند مدت هم به تعبیری عام عکس‎هایی غیر خبری خواهد بود: عکس‎هایی که فعالیت‎های روزانه نباشد و سندی از زندگی و فرهنگ مردم را در خود داشته باشند. این گونه آثار هم در زمان خود دارای ویژگی‎هایی‎ست که نشان دهنده‎ی وضعیت اجتماعی‎ست و هم با گذشت زمان، بر اوراق تاریخ نقش می‎بندند.

اگر هم بتوان حساب خبر را از مستند جدا کرد، باز نمی‎توان ارزش هر کدام را به این سادگی بیان داشت. در برابر این دوگونه عکاسی، عکاسی هنر محض را داریم که به جهت بریده شدن از متن زندگی (با وجود کادرهای بسته و ساده‎اش) تا حدودی در هوای بی‎هویتی یا بی‎زمانی به سر می‎برند. و این یعنی که، بسته به هیچ زمانی نیستند که اعتبارشان منقضی شود. نفس کشیدن در فضای خالی یعنی جاودانگی. آثار هنریِ بی‎تماس جاودانه می‎شوند. این گونه آثار چون کسی‎اند که میان آینه‎های دورتادور گرفتار شده و فقط خود را می‎بیند. او نمی‎تواند حتا آینه‎ها را تشخیص دهد. دورتادور خود را به می‎بیند و بدین ترتیب، اوج و فرود، بالا و پایین، و راست و چپ‎اش را گم می‎کند. آثار او این گونه به جاودانگی می‎رسند: با یک سوء تفاهم ساده.

***

گفتم، کپی برداری از عکاسان بزرگ و نام‎آور نمی‎تواند بد باشد تا جایی که رد پایی از خود به جا بگذارد. این تقریبا برای بیش‎تر عکاسان بدیهی‎ست. اما هر عکاس بزرگ و نام‎آور زندگی و روش خود را دارد و کپی برداری از روش‎های رفتاری و فلسفی او ابدا کار درستی نیست. شهرت او به خاطر رفتار منحصر به فرد خودش است. هر کس زندگی خودش را دارد و این جاست که گفتار، کردار و پندار هر کسی زاویه‎ی عکاسی‎اش را می‎آفریند.

نباید در پی شهرت کسان دیگر برآمد. پندار ما نمی‎تواند همه‎ی شرایط یک عکاس نام‎آور را پوشش دهد. جسم و روان ما از زمان کودکی به نام خودمان رقم می‎خورد و خیره شدن بر زندگی دیگران این امتیاز بزرگ و منحصر به فرد را از ما می‎گیرد. باید مطئمن بود که تنها راه جهان‎گیری چسبیدن به فردیت خود و زندگی خصوصی‎ست. این تنوع و گوناگونی در زندگی‎ها همواره جذابیت و ویژگی منحصر به فرد خودش را دارد. ما همه علاقه‎مند تجربه و درک زندگی‎های گوناگون هستیم. کسانی که به تجربه‎های بکر و تازه‎ای رسیده‎اند جذابیت عام می‎یابند.

اگر از نگاه دیگران زندگی می‎کنیم، همه‎ی وجود خود را برای یک شهرت تکراری می‎بازیم. لمس کردن زندگی خود با تمام وجود نخستین راه رسیدن به عکاسان تأثیرگذار است. زندگی مصنوعی، زندگی که هیچ گونه پیوندی با جسم و روان فرد ندارد، چه گونه می‎تواند به گفتارهای نیک بینجامد. از این رو، هر کس راه خود و پندار خود را دارد که در درون‎اش تازگی‎ها و نوآوری‎ها موج می‎زند.

پنجشنبه، 19 آبان ماه ، 1390 بازدید:13172 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 13172 بار بازديد شده

  نقد عکس این هفته از سایت عکس هفته!
نقد

عکس هفته

عکسی با رویکرد ذهنی و از نوع چیدمان هدف‌مند. رویکردی که در جامعه‌ی امروز عکاسی‌مان، هنوز مورد کنکاش و بررسی دقیق قرار نگرفته است.

با این‌حال، عکاسان پُرشور و علاقه‌مندی که از تولید تصاویر با موضوعات مشابه خسته شده‌اند و به‌دنبال راهی برای بروز ایده‌ها و خلاقیت‌های درونی خود از طریق عکاسی هستند، قدم در این راه می‌گذارند.

درخصوص عکس پیش رو، مهم‌ترین قوتی که به‌چشم می‌آید، ارتباط و هم‌خانوادگی خوب عناصر به‌کار رفته در شکل‌گیری آن است. چتر و دوربین، ابرنماها و چتر، دست و چتر، دست و دوربین، این‌ها همه همچون صنعت مراعات‌النظیر ادبیات فارسی که به آن زیبایی و طراوت می‌بخشد، به ترکیب کلی عکس قوت بخشیده است. به‌واقع عکاس سعی نموده پس از پردازش ذهنی ایده‌ی خود، در مرحله‌ی اجرا، در نهایت سادگی، با استفاده از تکنیک‌های گرافیکی، گوشه‌ای از درونیات ذهنی خود را به‌تصویر کشد.

نکته‌ی بعدی، تعلیقی است که در عناصر عکس وجود دارد. دستی که از آسمان به‌سمت زمین می‌آید، چتری که برخلاف ماهیت کاربردی‌اش، معکوس است و به‌جای حفاظت در برابر باران، خود به ظرفی برای نفوذ و تجمع آن تبدیل شده و دست‌هایی که از این مایه‌ی حیات روییده و در ارتفاعی به بلندی ابرهای آسمان، به رصد پیرامون خود مشغولند.

در نهایت، ضمن تقدیر از نگاه متفاوت آقای میثم صدقی، تداوم فعالیت‌شان در این گرایش نوپا از عکاسی را خواستاریم.

نوشته : هادی دهقان‌پور


عکس از میثم صدقی

[جهت ارسال نقد این عکس در اینجا کلیک کنید.]

جمعه، 1 مهر ماه ، 1390 بازدید:200 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 200 بار بازديد شده

 
وضعیت آنلاین
در حال حاضر 154 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

آمار کاربران

وبلاگ های عکاسان

علی گرامی فر

حسین جاودانی

امین حسینی

ابراهیم نیک خو

محمدرضا طهماسب پور

نازنین طباطبایی یزدی

منصوره معتمدی

مهدی مقیم‌ نژاد

یدالله ولی‌زاده

اسماعیل عباسی

داریوش کیانی

نعما م. روشن

کیارنگ علایی

کاوه بغدادچی

بابک شعبانی


لینک دوستان

Az-Photo.com | اولین، کاملترین و بروزترین وبسایت تحلیلی هنر عکاسی در شمالغرب کشور






تمام لينك ها


لينكستان

Babak Shaabani


Atlas Market


jamphoto


picu


aksnews


durbin net


zoomnews


tavoosonline


dorbinshop


akkasee


chilick


cameraman


FocusTeam


azarbayjan nature photographers


Aks Online


Photo Alarm


farnet


artna


iranipc


iranphotojournalists



مطالب گذشته
شنبه، 26 شهريور ماه
· نقد عکس این هفته از سایت عکس هفته انتخاب نشد
چهارشنبه، 23 شهريور ماه
· مساله این است؛ انسان امروز
جمعه، 18 شهريور ماه
· نقد عکس این هفته از سایت عکس هفته
شنبه، 29 مرداد ماه
· نقد عکس این هفته از سایت عکس هفته
چهارشنبه، 15 تير ماه
· نقد و بررسی “اتوبوس” پیمان هوشمند زاده
شنبه، 31 ارديبهشت ماه
· نمایش و نقد عکس های سفر به قشم
سه شنبه، 2 فروردين ماه
· نقد عکس / رضا عنصرسیار
پنجشنبه، 16 دي ماه
· هنر رنگ و لعاب / خلیل غلامی
يكشنبه، 21 آذر ماه
· نقدی بر عکس های 6مین جشنواره عکس رشد
سه شنبه، 4 آبان ماه
· شوره‎زار هویت / خلیل غلامی

تبلیغات شما
نمایشگاه های مجازی از مناسبت های ملی

کلیه حقوق این مجموعه طبق قانون کپی رایت متعلق به سایت az-photo.com می باشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Powerd by: Babak Shaabani
Copyright .:: Az-Photo ::. ©  2008-2012


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir