جستجو



منوی اصلی
منوی اصلی
مطالب سایت
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

مطالب تصادفی

نمایشگاه
[ نمایشگاه ]

·نمایشگاه گروهی عکس در قاین
·اولین نمایشگاه انفرادی الناز فرح بخش
·عکس‌ های دوخته‌ چی‌ زاده در گالری دی
·نمایشگاه گروهی عکاسان ایرانی در کانادا
·کارهای بیکاری در کرمان
·نمایشگاه گروهی «گروپاژ» در گالری راه ا
·دومین نمایشگاه گروهی بین المللی خانه عکاسان
·نمایشگاه هامد جابرها در گالری آتبین
·نمایشگاه من، تو، خاکستری در حوزه هنری تهران

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

مشتري تبليغات
ورود:
رمز عبور:
 

آخرین ارسالها
کل موضوعات 4
کل ارسال ها 13
کل بازديد ها 57575
کل پاسخ ها 9
کل اعضا 186
آخرين 20 ارسال انجمن

هانری کارته برسون
ارسال شده توسط m_amin در مورخه : چهارشنبه، 6 بهمن ماه ، 1389

صادقانه ترین نوع عکاسی
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : چهارشنبه، 14 مهر ماه ، 1389

توصیه هایی برای داشتن آرایشی منا
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389

قوانین تالار گفتگو
ارسال شده توسط az-photo در مورخه : سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389

تالار گفتمان جستجو

صفحات سایت
نام صفحهبازديد
 فروشگاه آذ-فوتو[439]
 هنرمند فقید استاد علاءالدین ملماسی[823]

نمايش آرشيو صفحات


تبلیغات شما
نشریه مجازی هوپ کارتون

 
Az-Photo.com | اولین، کاملترین و بروزترین وبسایت تحلیلی هنر عکاسی در شمالغرب کشور: مصاحبه

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

  گفت‌وگوی تفصیلی با احمد ناطقی
مصاحبه

فارس / گفت‌وگو: فاطمه حامدی‌خواه

احمد ناطقی عکاس فاجعه حلبچه با انتقاد از وضعیت تأسف‌بار نگهداری نگاتیوها و عکس‌های انقلاب و دفاع مقدس گفت: برای چاپ کتاب صدای سکوت به آرشیو عکس‌های حلبچه مراجعه کردم که به من گفتند برخی از نگاتیوها گم شده است!
احمد ناطقی متولد ۱۳۳۷ در تهران است و دانش‌آموخته رشته کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران که در سال ۱۳۸۲ موفق به دریافت درجه دکترای هنر شد.

او عکاسی را از دهه پنجاه در نوجوانی آغاز کرد و از سال ۱۳۶۲ به عنوان رئیس اداره عکس خبرگزاری جمهوری اسلامی مشغول کار شد و در طول ۸ سال جنگ تحمیلی ایران و عراق،‌آثار بسیاری را به ثبت رساند و مجموعه عکس‌های او از بمباران شیمیایی شهر حلبچه در سال ۱۳۶۶ یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین آثار او محسوب می‌شود که از شهرت جهانی برخوردار است.

عکس:مقداد مددی

ناطقی در سال ۱۳۶۹ وارد حوزه هنری شد و جشنواره بین‌المللی عکس کودک و نوجوان را پایه‌گذاری کرد و به مدت ۷ دوره دبیر این جشنواره بود. او طراح اصلی و بنیان‌گذار خانه عکاسان ایران و انجمن عکاسان فردا است که تا پائیز ۱۳۸۴ نیز مدیریت خانه عکاسان ایران و عضویت شورای ارزشیابی هنرمندان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برعهده داشت.

او در سال ۱۳۷۹ اولین نمایشگاه انفرادی خود را با موضوع مستند اجتماعی با عنوان «تولد در زندان» برپا کرد که کتاب آن با همین عنوان توسط خانه عکاسان ایران، چاپ و منتشر شد.

پس از آن کتابی نفیس از مراسم «حج» در عربستان را به نام «مشق عشق» منتشر کرد.

آخرین نمایشگاه وی به صورت خیابانی، بدیع و شگفت انگیز ۲۱ سال پس از فاجعه حلبچه در سال ۲۰۰۹ میلادی در همان محل وقوع حادثه برگزار  شد که با استقبال و شگفتی اهالی حلبچه و رسانه‌ها مواجه شد.

احمد ناطقی در سال ۱۳۸۵ به عنوان چهره ماندگار جنگ شناخته شد و در سال ۱۳۸۸ نیز نشان عالی هنرهای تجسمی ایران را دریافت کرد.

گفت‌وگوی ما را با این عکاس باتجربه می‌خوانید:

* تئاتر خواندم ولی عکاس شدم

  آقای ناطقی شما دانش‌آموخته کارشناسی کارگردانی تئاتر هستید اما به صورت حرفه‌ای وارد این هنر نشدید و بیشتر به کار عکاسی به ویژه عکاسی خبری پرداختید، چه رابطه ای میان رشته تحصیلی و کار حرفه‌ای شما وجود دارد؟

من عکاسی را از اواسط دهه پنجاه شروع کردم البته نه به صورت حرفه‌ای. برای ادامه تحصیلات به دو رشته بسیار علاقه‌مند بودم، یکی پزشکی و دیگری تئاتر؛ در کنکور سراسری سال ۵۷ در رشته پزشکی ارتش قبول شدم و علیرغم علاقه‌‌ای که به این رشته داشتم به دلیل موقعیت انقلاب و دستور حضرت امام ( ره) مبنی بر عدم همکاری با ارتش، از ورود به دانشگاه انصراف دادم.

در طول جریان انقلاب به صورت غیر حرفه‌ای عکاسی می‌کردم و با شروع جنگ تحمیلی به عنوان رزمنده راهی جنگ شدم.

در سال ۶۴ در رشته تئاتر در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم تا این که به عنوان رئیس اداره عکس، درخبرگزاری جمهوری اسلامی مشغول به کار شدم، علاقه‌مندی من در عکاسی مستنداجتماعی بود اما با توجه به موقعیت شغلی، ناگزیر به کار خبری بودم، بنابراین بیشتر، بخشی از برنامه‌هایی را که به نگاه هنرمندانه می‌انجامید مثل عکاسی جنگ، زلزله، سیل ، ورزشی و از این مقولات را برای عکاسی انتخاب می‌کردم.

توضیح ندادید که چرا در زمینه تئاتر وارد کار حرفه‌ای نشدید؟

من تفکرات و اعتقادات خاص خودم را داشتم به همین دلیل انجام کار گروهی و انتخاب همکاران همفکر آن هم در حوزه تئاتر بسیار سخت بود و همین موضوع موجب شد تا من روی عکاسی تمرکز کنم.

با این وجود من دو نمایشنامه برای کودکان نوشتم که در آن زمان جایزه برتر دانشجویان سراسر کشور را به خود اختصاص داد و من آن دو نمایشنامه را کارگردانی کردم و مدت‌های زیادی روی صحنه بود.

* مجوزهای عکاسی در ایران همیشه بی‌ارزش بوده و هست

عکاسان خبری امروز با این مشکل مواجه هستند که هیچ قانونی در راستای اهمیت حضور آن‌ها در مناطق بحرانی وجود ندارد و بارها با آن‌ها برخورد شده و اجازه عکاسی به آن‌ها نداده‌اند آیا در دوران جنگ تحمیلی هم به همین منوال بود یا آن که ضرورت ثبت تصاویری از مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی ایجاب می‌کرد تا شرایط سهل‌تری برای اعزام عکاسان و خبرنگاران در نظر گرفته شود؟

ستاد تبلیغات جنگ به عنوان متولی فرهنگی جنگ در دوران دفاع مقدس، محل حوادث را به چند رینگ یا حلقه تقسیم‌بندی کرده بود که رینگ یک، محل اصلی حادثه مثل اصابت بمب یا موشک بود،‌ رینگ دو منطقه حفاظتی و……. به همین ترتیب؛ من در آن دوران کارت رینگ یک بمباران را داشتم که تلاش می‌کردم در نخستین دقایق حادثه در محل حاضر باشم و عکاسی کنم اما نیروهای انتظامی که اصلا کارت و مجوز و…. برایشان معنی نداشت، اجازه عکاسی به من نمی‌دادند و مرا می‌گرفتند و داخل ماشین می‌انداختند و زمانی که تمامی آثار اولیه حادثه از بین می رفت. به من اجازه عکاسی می دادند و این یعنی پوچ.

این یک نوعی بی کفایتی محض در مدیریت خبری بود که تا امروز هم همین فاجعه در سیستم مدیران و متولیان فرهنگی ما ادامه دارد.

اصلا معلوم نبود و نیست  این کارت‌ها که هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند چرا صادر می شود ؟! هنوز هم که نزدیک به ۳۰ سال از آن زمان گذشته است، همچنان این اتفاقات تکرار می‌شود. هنوز هم کارت‌ها و مجوزهایی برای عکاسان صادر می‌شود اما آن قدر بی ارزش است که حتی یک شهروند معمولی هم به خود اجازه می‌دهد که با عکاس برخورد کند و جلوی کارش را بگیرد.

* در ایران هیچ قاعده و قانونی برای عکاسی وجود ندارد

در دیگر کشورهای دنیا برای این مشکل چه راه‌کاری دارند؟ آیا قانونی برای عکاسی دارند؟


در دنیا عکاسی کردن قاعده و قانون دارد؛ به طور مثال کسی که نمی‌خواهد از او عکس گرفته شود، عدم رضایتش را اعلام می‌کند و هیچ عکاسی اجازه ندارد از او عکس بگیرد. اما اگر این فرد در یک تظاهرات خیابانی شرکت کرده باشد دیگر نمی‌تواند به عکاس بگوید که از او عکس نگیرد چون در یک اجتماع عمومی ظاهر شده است و در معرض هزاران دوربین قرار دارد. اما در ایران اصلاً هیچ قانون و قاعده‌ای برای عکاسی وجود ندارد و هر کس به خودش اجازه می‌دهد که مانع کار یک عکاس شود.

آیا تاکنون آژانس‌های خبری، رسانه‌ها، مطبوعات و یا انجمن‌های عکاسی گرد هم جمع شده‌اند که همه با هم یک بیانیه بدهند و از نمایندگان مجلس بخواهند، برای  این مشکل چاره اندیشی کنند و یک قانون مشخص ارائه کنند که دیگر عکاسان خبری ما در حین انجام وظیفه کتک نخورند؟

البته از همه این ها مهمتر خود عکاسان هستند که متاسفانه ابتدا به فکر منافع خودشان هستند. کدام عکاس به این دلیل که حقش را نداده‌ا‌ند یا اجازه عکاسی نداده‌اند، کنار کشیده است و چند عکاس دیگر در همراهی با او دست از کار کشیده است!؟

* رسانه‌ها دغدغه اطلاع‌رسانی درباره قوانین عکاسی را ندارند

چه کسی باید برای این مشکل چاره اندیشی کند؟ عکاسان؟ رسانه‌ها؟ نمایندگان مجلس یا متولیان فرهنگی؟

رسانه‌ها که خودشان عکاسان را برای پوشش تصویری یک اتفاق اعزام می‌کنند،‌ با وجودی که با این مشکل مواجه بوده‌اند اما  تا کنون این دغدغه را نداشته‌اند که به فکر چاره اندیشی باشند، همایشی برگزار کنند و درباره این مشکل بزرگ با مسئولان و متولیان فرهنگی کشور گفت وگو کنند. آنها می توانند در قالب یک برنامه آموزشی و علمی  از طریق تلویزیون و سایر رسانه‌های گروهی،حقوق مردم و عکاسان را آموزش بدهند به مردم اعلام کنند که اگر کسی در یک اجتماع عمومی ظاهر شود، حق ندارد بگوید عکس من را نگیر، اگر در خیابان به عنوان یک رهگذر در حال عبور هستید این حق را دارید که اجازه ندهید از شما عکس بگیرند اما در یک راهپیمایی این اجازه را ندارید و هزاران قاعده و فرهنگ دیگر،‌اما متاسفانه هیچ کس نیست که در این زمینه اطلاع رسانی کند.

* جایگاه هنر عکاسی در ایران تعریف نشده است

به نظر شما چرا عکاسان ما در رویدادهای بین‌المللی حضور ندارند و هیچ گاه این الزام وجود نداشته است که ما یک رخداد بین‌المللی را از زاویه دید عکاسان ایرانی تصویر کنیم؟


اولا متولیان ما نتوانسته اند برای این هنر تاثیرگذارجایگاه مناسبی ایجاد کنند، ثانیاً دلایل سیاسی متعددی این کار را سخت می‌کند  البته به شرط توجه مسئولین غیر ممکن نیست، ثالثاً جامعه هنری، خصوصاًعکاسی، این معضل را دارد که هیچ عکاسی، دیگری را تایید نمی کند و تنها خود را بهترین عکاس می پندارند وطبیعتا وقتی ما برای خودمان ارزش و اعتباری قائل نیستیم چگونه دیگران آن را می پذیرند؟

* اشتباهات فاحش عکاسی در رسانه‌ها دیده می‌شود

رسانه‌های خبری ما چه اندازه با مقوله عکس و مفاهیم آن آشنایی دارند؟ آیا هوشمندانه از تصاویر و عکس‌ها استفاده می‌کنند؟

رسانه های خبری نیاز به مشاوره در زمینه عکاسی دارند اما اغلب معتقدند که خودشان متخصص عکس هستند و نیازی به مشاوره ندارند.

البته در کشور ما خیلی از متولیان و حتی مردم فکر می‌کنند در همه زمینه‌ها صاحب نظر هستند و هیچ نیازی به مشورت و حتی آموزش ندارند.

درحالی که می‌توان درمیان عکس‌های خبرگزاری‌ها،‌اشکالات و ایرادهای فاحش عکاسی را دید. عکس‌هایی که برخلاف موازین و ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اطلاع‌رسانی کرده و ناخواسته از سر بی دانشی از سوی همین خبرگزاری‌های داخلی منتشر شده  که مورد سواستفاده رسانه‌های غربی قرار گرفته است،‌ عکس‌هایی که مفهوم آن دقیقا توهین به نظام اسلامی و مقدسات و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی است. این در حالی است که تمام رسانه‌های دنیا با همین رسانه عکس تلاش کرده‌اند تا در راستای سیاست‌های خودشان اطلاع رسانی کنند اما ما به دلیل بی درایتی و عدم دانش لازم در زمینه عکاسی نتوانسته‌ایم از مقوله عکس در راستای سیاست‌های کشورمان بهره برداری کنیم

اغلب متولیان رسانه‌ای و فرهنگی از این مهم که عکسهای بسیاری در تاریخ وجود دارد که مناسبات و تحولاتی را در روند مسائل اجتماعی، سیاسی فرهنگی و جنگهای جهان رقم می‌زند، کاملا بی اطلاعند.

* درصد بالایی از عکاسان رسانه‌های ما حرفه‌ای نیستند

وضعیت امروز عکاسی خبری را در ایران به لحاظ حرفه‌ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به جرأت می ‌توان گفت، درصد بالایی ازعکاسان رسانه‌های ما عکاس حرفه‌ای به شمار نمی‌آیند و مهمترین دلیل این اتفاق هم عدم آشنایی سردبیران نسبت به مقوله عکس است؛ چون عکس خوب را نمی شناسند.

دبیران عکس معمولا براساس تسلط و آشنایی لازم و کافی به کار عکاسی انتخاب نمی‌شوند و این زنجیره‌ معیوب از عکاس تا متولیان فرهنگی کشور به هم پیوسته است، اما متأسفانه این حرفها که بعضاً به عنوان خط قرمز مطرح می شوند هم به جایی نمی‌رسد چرا که متولیان ما در برابر این مسائل و انتقادات واکسینه شده‌اند.

* بسیاری از مسابقه‌های جهانی عکس مغایر با اعتقادات ماست

اما با این وجود بسیاری از عکاسان ایرانی توانسته‌اند جوایزی را از مسابقه‌های معتبر عکاسی در سطح بین‌المللی دریافت کنند،  نظرتان در این باره چیست؟

بسیاری از این مسابقات و جشنواره‌های عکس را که عکاسان ما  برای پذیرفته شدن در آن سینه چاک می کنند،‌اساسا قبول ندارم.

بسیاری از این مسابقات اهدافی مغایر با اعتقادات و آرمان‌های ما دارند. به طور مثال «ورلد پرس فتو» که یک مسابقه خبری حرفه‌ای در جهان شناخته شده و از اعتبار زیادی هم برخوردار است، اساسا سیاسی است و اهداف صهیونیستی را دنبال می‌کند و اغلب متولیان فرهنگی بدون اطلاع از زیرساخت‌ها و خروجی چنین مسابقاتی حتی خودشان نیز مبلغ آن می‌شوند، حالا اگر خیلی از عکاسان ما هم برای حضور درآن برسر و سینه بزنند هیچ تعجبی نیست.

* عکاسان خوبی داشتیم که حالا دیگر عکاس خوبی نیستند

بسیاری از عکاسان معروف و خوب ایرانی در آژانس های عکس خارجی مشغول کارند و بسیاری هم آرزو دارند روزی به این آژانس‌های خارجی بپیوندند، نظرتان درباره کار آن‌ها چیست؟ آیا به موفقیت بیشتر آن‌ها کمک کرده است؟


برخی ازعکاسانی که از ایران رفتند و به آژانس های خارجی پیوستند، در ایران عکاسان موفقی بودند و همین هوش و پتانسیل عکاسان ایرانی باعث شده است که از موفقیت نسبی در این آژانس های خارجی برخوردار باشند. اما برخی از این عکاسان در عین اعتبار و شهرتی که دارند، به نظر من اصلاً عکاسان خوبی نیستند. به هر حال آژانس‌ها برای آن که عکس‌های مورد نظرشان را داشته باشند دلار هزینه می کنند و عکاس هم در عین داشتن دیدگاه باید چیزی را بگیرد که آنها می خواهند نه آنچه را که خود می پسندد ویا قبول دارد و به همین دلیل هم برخی از عکاسان جوانی که جذب آژانس‌ها شده اند صرفاً در قبال دلارهایی که می گیرند عکاسی می کنند و خودشان را فراموش کرده اند. هنرمند حرفه ای کسی است که دیدگاه خود را تثبیت کرده باشد و خودش را به این دلارها نفروشد.

یعنی معتقدید عکاسانی که برای این آژانس‌ها کار می‌کنند خودشان را به دلارهای آنها فروخته‌اند؟

خیل عظیمی از عکاسان ایرانی را می توان نام برد که به راحتی مزد گرفتند و برای این آژانس‌های خارجی عکس گرفتند، وقتی هم بررسی می‌شود‌،‌ می‌بینیم آنها عکاسان خوبی بودند و از زمانی که شروع به عکاسی برای این آژانس های خبری خارجی کردند، عکاسان بدی شده‌اند. به این دلیل که آژانس خارجی نگاه عکاس را نمی خواهد، بلکه آن چه را که بر اساس سیاست‌های خود دنبال می کند، از عکاس می‌طلبد، حال ممکن است این نگاه منفی یا جانبدارانه باشد. البته باید تأکید کنم که مزد گرفتن و عکاسی کردن بد نیست اما مزدور بودن اتفاق بدی است.

عکاس حرفه‌ای نگاه خاص و ویژه خود را به ماجراها دارد که از آن‌ها عکاسی می‌کند و آن عکس را می فروشد اما حاضر نیست بر اساس دیدگاهی مغایر با تفکرات و عقایدش عکاسی کند.

* سردبیران آژانس‌های خارجی دانش عکاسی دارند

خوب این اتفاقی است که در همه جا رایج است،‌هر آژانس خبری سیاست‌های خاص خودش را دنبال می کند؟ چه تفاوتی می کند در ایران باشد یا خارج از ایران؟


بله اما میان این دو تفاوت هست. کسی که در آژانس بین المللی به عنوان سردبیر است،‌ دانش وآگاهی دارد ، خط قرمزها را می شناسد؛ با سیاست ومسائل اجتماعی کاملاً آشناست و می داند کدام عکاس را با چه دیدگاهی باید به خدمت بگیرد؛ او تاثیر یک عکس در افکار عمومی را می شناسد، ولی اغلب مدیران رسانه‌های ما نسبت به تأثیر عکس بی اطلاعند و اساساً براین دانش هیچ تسلطی ندارند و صرفاً بر اساس تصورات خود عمل می‌کنند. عکسها را به قشنگی و زشتی دسته بندی می کنند. حال آنکه گاهی عکس‌ها ممکن است کاملاً‌ برخلاف آرمان‌ها و دیدگاه‌های سیاسی و اعتقادی ما باشد و این مسئله بارها در رسانه‌های ما اتفاق افتاده است.

البته ضرورتی هم ندارد که همه مدیران فرهنگی ما الزاما با عکس به صورت حرفه‌ای آشنایی داشته باشند ولی می‌توانند از کارشناسان عکس در این زمینه استفاده کنند؟

درست است، می توانند از مشاوران و متخصصان عکس استفاده کنند اما متاسفانه همین مدیران اعتقاد دارند که خودشان همه چیز را درباره عکس می‌دانند و این ادعای پوچی است که نتیجه‌اش همین می‌شود که امروز در رسانه‌هایمان می‌بینیم.

* با علم روز عکاسی دنیا فاصله داریم

وضعیت تدریس عکاسی به ویژه عکاسی خبری در دانشگاه‌ها به چه صورت است؟

بسیار تأسف انگیز است و به شدت با علم روز دنیا فاصله دارد.عکاسان ما این را از ذهنشان بیرون کنند که ما در زمینه عکس خیلی حرفه‌ای هستیم.

البته بسیاری از عکاسان ما هم عکاسی نخواندند ولی عکاسان خوبی هستند؟

خوب چه کسی این را تشخیص می‌دهد؟ چه کسی به این اهمیت می‌دهد که در دانشگاه ما به جای آن که آثار «رابرت کاپا» را به عنوان عکاسی جنگ تحلیل کنند ، آثارکسی مثل «علی فریدونی» را که به اعتقاد من بالاتر از بسیاری از عکاسان جنگ در جهان است آنالیز کنند؛  آیا کسی که باید این را تشخیص بدهد خودش دانش و سواد این تشخیص را دارد؟

* عکاس حرفه‌ای بر اساس تفکر و اعتقاد خودش عکاسی می‌کند

از نظر شما عکاس خبری حرفه ای کیست و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

امروز دو نوع برداشت از عکاس حرفه‌ای است یکی آن که عوام به یک عکاس خوب می‌گویند حرفه‌ای، دیگر آن که از حرفه عکاسی درآمد کسب می‌کند. در حوزه ژورنالیست به اعتقاد من عکاس حرفه‌ای کسی است که بر اساس نوع نگاه و تفکر خودش عکاسی کند و عکسش بدون کم و کاست در رسانه‌ها چاپ و منتشر شود. اما اکنون در آژانس‌های خبری رسم بر این است که به جای خریداری عکس،‌ خود عکاس را می‌خرند تا بر اساس دیدگاه و سیاست‌های آن آژانس عکاسی کند. خوب پس حقوق معنوی یک عکاس مؤلف چه می‌شود؟ اگر قرار است عکاس هیچ نقشی در اثرش نداشته باشد، خوب یک راننده آژانس محترم هم می‌تواند این کار را انجام دهد و نیازی به حضور یک عکاس در محل نیست، دوربین دیجیتال است و روی چند فریم در ثانیه تنظیم می شود، کافی است دست را روی دکلانشور بفشارد و بعد به لطف رایانه محترم و فتوشاپ گرانقدر هرچه می خواهند از وسط حافظه دوربین بیرون بکشند. عکاسان امروز ما هیچ نقشی در رسانه‌ها ندارند. ما عکاس حرفه‌ای و ژورنالیستی نداریم چون برای عکاس قیمت تعیین می‌شود و با همان قیمت هم او را می‌خرند. در حالی که اثر هنرمند قابل خرید و فروش است نه خود هنرمند.  این مشکل ابتدا ضعف فردی عکاسان ما و پس ازآن عادت ناشایست مدیران فرهنگی ماست.

* بیشتر عکاسان از دوربین دیجیتال برای رفع معایب خود استفاده می‌کنند

آیا دوربین‌های دیجیتال کمکی به رشد عکاسی حرفه ای ما کرده است؟


من تابع تکنولوژی هستم، وقتی آنالوگ بود به صورت آنالوگ عکاسی می کردم و وقتی دیجیتال به عرصه آمد از این امکان  استفاده کردم. متأسفانه اغلب عکاسان امروز از دوربین دیجیتال و امکانات آن به عنوان ابزاری برای رفع معایب خودشان استفاده می کنند، در حالی که ما باید از این فرصت و امکانات، برای تفکر در ثبت متفکرانه و هنرمندانه یک اثر بهره ببریم.

* عکاسی حرفه‌ای، هنر است

به اعتقاد شما عکاسی خبری هنر است؟ چون برخی از عکاسان خبری معتقدند که هنرمند نیستند بلکه تنها یک عکاس خبری هستند؟


عکاسی در انواع خود یک هنر به شمار می آید هرچند که در گونه‌های متفاوت آن درصد و کیفیت خلق هنری اثر متفاوت است اما آنچه که به عنوان یک ثبت ساده به نام عکس خبری و یا تبلیغی منتشر می کنند می تواند ربطی به هنر عکاسی نداشته باشد چرا که به فرمایش حضرت امام (ره): «هنر عبارت از دمیدن روح تعهد در انسان است» لذا عکاس خبری هم که می باید در دمیدن روح تعهد کارساز باشد اگر این وظیفه خطیر را صورت ندهد طبیعتا در دسته همان تکنسین ها قرار می گیرد نه هنرمند.

* نگهداری عکس‌ها و نگاتیوها در آرشیو رسانه‌ها تأسف‌بار است

بازگردیم به دوران مدیریت شما در خبرگزاری ایرنا که همزمان با دوران جنگ تحمیلی بود، وضعیت نگهداری عکس‌ها و اسناد تصویری دوران انقلاب و دفاع مقدس در آن زمان چگونه بود؟


در سال ۶۳ که وارد ایرنا شدم نگاتیوها را می‌بریدند سه تا سه تا و در پاکت روی هم می‌گذاشتند. تعدادی از اسکن نگاتیوهای خودم از دوران جنگ به دستم رسیده است، آن قدر خط و خش دارد که برای درست کردن یک فریم از آن مجبور به ۸ ساعت کار می‌شوم.

من دو دوره در ایرنا در بخش عکس مشغول به کار بودم. در دوره اول ‌وضعیت بسیار افتضاح و آشفته بود لذا تلاش کردم که عکس‌ها و اسناد تصویری دوران انقلاب و جنگ را از وضعیت موجود خارج کنم و ضمن جلوگیری از پراکندگی و آسیب پذیری، مانع خروج آنها از خبرگزاری شوم و در دوره بعد سعی در مکانیزه کردن بایگانی داشتم اما در کمتر از ۱۸ ماه ناگزیر به ترک مجدد آنجا شدم.

در مدیریت بعدی نگاتیوها را برای اسکن و مکانیزه کردن به شرکتی سپردند که انگار فقط برای عقد این قرارداد تأسیس شده بود و پس از دریافت هزینه هنگفت و عجیب و غریب، نگاتیوها را به قول بچه‌ها با گونی از خبرگزاری خارج کردند و بعد آن را با آسیب فراوان و البته به صورت کاملاً غیر حرفه‌ای و حتی کم ارزش باز گرداندند؛ که شرح این خسارت سنگین و غم بی مسئولیتی را باید از زبان همکاران زحمتکش ایرنا شنید.

* بخشی از نگاتیوهای عکس‌های حلبچه گم شده است!

به عنوان مثال برای چاپ کتاب «صدای سکوت» نیاز به چند عکس رنگی حلبچه که خودم عکاسی کرده بودم داشتم، وقتی مراجعه کردم به راحتی به من گفتند که بخشی از این نگاتیوها نیست. فاجعه حلبچه که به عنوان مهم‌ترین فاجعه قرن بیستم از آن یاد می‌شود، نگاتیوهایش گم شده است! من اگر از آن عکس نداشتم امروز هیچ سندی از آثار این خبر عظیم وجود نداشت.

* نه خودشان کاری برای حفظ این اسناد می‌کنند و نه به دیگران این اجازه را می‌دهند

عکس‌ها و نگاتیوهایی که در اختیار خبرگزاری‌هاست،‌ آیا عکاسان آن می‌توانند به راحتی از این آرشیو استفاده کنند؟

آن زمان که در ایرنا کار می‌کردیم به این صورت بود که این نگاتیوها در مالکیت خبرگزاری بود و هر عکسی که عکاسش برای نمایشگاه یا چاپ کتاب می‌خواست به او داده می‌شد، اما امروز که دوران دیجیتال است و قابلیت اسکن وجود دارد، این امکان در اختیار عکاسان گذاشته نمی شود.  من به عنوان عکاسی که هزاران فریم عکس در این خبرگزاری دارم، باید بابت هر فریم آن مبلغ زیادی را درقبال یک نسخه اسکن شده آن بپردازم در حالی که من به عنوان مؤلف دارای حقوق معنوی این عکس ها هستم،‌ آن ها نه خودشان کاری برای این تصاویر و اسناد مهم دوران انقلاب و دفاع مقدس می کنند و نه به دیگران این امکان را می‌دهند.

* نگاتیوها و عکس‌ها را ساماندهی کردم اما نیمه‌تمام ماند

وق

سه شنبه، 26 ارديبهشت ماه ، 1391 بازدید:5 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 5 بار بازديد شده

  جشن تولد ساده بیست‌ سالگی تصویر
مصاحبه

سیف‌اله صمدیان اعلام کرد: از مجموع ۲۸۲۰ نفر شرکت‌کننده در نهمین جشن، ۹۱۴ نفر به بخش‌های مختلف نمایشگاه تصویر سال و جشنواره فیلم تصویر راه‌یافتند.

به گزارش دبیرخانه تصویر سال، دبیر جشن تصویر سال و جشنواره فیلم تصویر، با بیان این‌که شکل اجرایی نهمین نمایشگاه تصویر سال، با توجه به امکانات واقعیت‌های موجود طراحی شده است، عنوان کرد: امسال نیز به‌رغم افزایش شرکت‌کنندگان و علاقمندان به حضور در بخش نمایشگاهی و با توجه به حذف گالری نیلوفر از فضای نمایشگاهی خانه هنرمندان ایران و از همه مهم‌تر اضافه شدن بخش ویژه شهر تهران به نهمین جشن تصویر سال در صدد بهتر شدن شیوه ارایه آثار بودیم. بنابراین برای نخستین‌بار از تکنولوژی جدیدی استفاده کردیم که هم از نظر شیوه پخش و نحوه‌ی انتخاب آثار و هم نقش بیننده در مقابل صفحه نمایش، با روش‌های قبلی همچون “پروژکسیون” و یا “اسلایدشو” روی ال‌سی‌دی تفاوت چشم‌گیر دارد. و این اولین بار در ایران است که در نمایشگاهی از این تکنولوژی دیجیتال استفاده می‌شود. حسن بزرگ این روش این بود که ما توانستیم اکثر آثاری که به‌صورت مجموعه ارسال شده بودند و ما امکان ارایه و چاپ کل و یا بخشی از آن مجموعه و نیز دیگر آثار منتخب را در فضای نمایشگاهی تصویر سال نداشتیم، نشان بدهیم .

به گفته‌ی سیف‌اله صمدیان، از دیگر موارد و اتفاقات تازه‌ی این دوره که به مناسبت همزمانی بیستمین سالگرد انتشار نشریه تصویر با نهمین جشن تصویر سال در نظر گرفته شده است شرکتِ بینندگان در جشن تولد ساده و یادگاری تصویر و نیز مرور نمونه‌های بیست سال گذشته نشریه تصویر به‌صورت اینتر اکتیو است که در طبقه اول خانه هنرمندان ایران ارایه می‌شود.

صمدیان اضافه کرد: تالار پاییز نیز که بخش اصلی نمایش اینتر اکتیو آثار غیر چاپی در آن جای گرفته است، علاوه بر نمایش آثار مستند بخش آزاد، این امکان را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد که با انتخاب هر یک از بخش‌های مورد نظر، اثر دلخواه خود را در اندازه‌ای بسیار بزرگ‌تر از ابعاد نمایشگاهی مشاهده کنند.

دبیر جشن تصویر سال همچنین عنوان کرد، با توجه به مذاکرات صورت‌گرفته با مسؤولان شرکت برج میلاد تهران، قرار است در چند روز آینده نمایشگاه جنبی تصویر سال با عنوان “تهران از نگاه عکاسان” در گالری‌های اختصاصی برج میلاد برگزار شود، آثار مورد نظر برگزیده فراخوان جشن تصویر سال برای بخش ویژه شهر تهران است.

صمدیان اضافه کرد، در این دوره از جشن تصویر سال، به‌جز موضوع «آزاد» که در رشته‌های عکاسی، گرافیک، کاریکاتور و فیلم در تمام دوره‌ها مورد نظر بوده است، «شهر تهران» به‌عنوان موضوع بخش ویژه برای کلیه‌ی رشته‌های عکاسی، گرافیک، کاریکاتور و فیلم نیز در نظر گرفته شد. این پروژه مهم و ماندگار که با مشارکت معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران برگزار شده است، آثار تولیدشده در تمامی سال‌های بعد از انقلاب را دربر دارد.

به گفته‌ی او، فراهم کردن امکان نمایش بهترین آثار هنری تولید شده درباره شهر تهران، در چهار رشته مختلف به‌صورت نمایشگاه، کتاب و مجموعه فیلم‌هایی از تهران یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این دوره از جشن تصویر سال است که در صددیم با همراهی خانه هنرمندان ایران در پایتخت‌های کشورهای مختلف جهان نیز به‌نمایش گذاشته شوند.

صمدیان در پایان عنوان کرد، جشنواره فیلم تصویر نیز با نمایش ۲۲۵ فیلم منتخب که شامل فیلم‌های راه‌یافته به بخش آزاد و جوان، گزیده آثار‌ تولیدشده‌ی سه دهه‌ی گذشته با موضوع و لوکیشن شهر تهران و همچنین فیلم‌های برنده‌ی جایزه از جشنواره فیلم شهر را همزمان با نمایشگاه تصویر سال هر روز در سه سئانس در خانه هنرمندان ایران به‌نمایش می‌گذارد.



مرتبط:
فراخوان نهمین جشن تصویر سال منتشر شد
دبیران میهمان شهر تهران جشن تصویر سال
جشنواره تصویر از فردا آغاز می‌شود
آغاز نهمین نمایشگاه بزرگ جشن تصویر سال
گردهمایی ۹۰۰ هنرمند در جشن تصویر سال

چهارشنبه، 10 اسفند ماه ، 1390 بازدید:70 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 70 بار بازديد شده

  آثارم بین عکاسی و نقاشی شناور است
مصاحبه

مهرنیوز

لاله اسکندری که این روزها نمایشگاه عکس مشترکی با برادرش را برگزار کرده است عقیده دارد که عکس‌هایش بین عکاسی و نقاشی شناور است و برخی از عکس‌ها به تابلوی نقاشی نزدیک‌ شده‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر، بازتاب عنوان نمایشگاهی است که لاله اسکندری و برادرش سیامک در گالری ساربان برگزار کرده اند. این نمایشگاه روایت جدیدی است از عکس‌های این هنرمند بازیگر که برخلاف خیلی از همکارانش در عرصه سینما که به صورت دلی و یکباره پا به عرصه هنرهای تجسمی می‌گذارند، سالها در این هنر و البته در هنرهای تجسمی تحقیق کرده و درس خوانده است. آنچه در زیر می‌آید گفتگوی مفصل مهر در مورد نمایشگاهش است:

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و هنر: سئوال اولم در مورد نمایشگاهی است که در گالری ساربان گذاشته‌اید. چه شد که به این فضا رسیدید؟

لاله اسکندری، بازیگر و عکاس: عکاسی یکی از علایق من بوده و هست. همیشه دوربین در کنارم هست خصوصاً‌ وقتی وارد فضای جدیدی می‌شوم این همراهی نمود بیشتری می‌یابد. این مجموعه که در گالری ساربان به نمایش درآمده است حاصل 4 سال گذشته عکاسی من است یعنی بعد از نمایشگاهی که در سال 77 است داشتم و  بر اساس و در ادامه آن نمایشگاه این عکس‌ها نیز از سفرهای من است.

 در نمایشگاه اولم همه جور عکسی بود از عکس خبری گرفته تا اجتماعی و عکس از طبیعت. در حقیقت آن نمایشگاه برای این بود که خودم را به عنوان لاله اسکندری عکاس معرفی کنم تا همگان ببینند که من قاب را می‌شناسم، عکاسی را می‌شناسم، فرم و رنگ را می‌شناسم و البته به عکاسی علاقه فراوان دارم.


 مدت‌ها بود که قصد داشتم با برادرم یک نمایشگاه مشترک بگذارم. سیامک سال‌هاست که عکاسی می‌کند. به واقع من عکاسی را از سیامک یاد گرفتم. برادر بزرگتری که معماری می‌خواند و عکاسی هم می‌کرد. سیامک خارج از کشور است و در کانادا زندگی می‌کند. ما با هم در تماس بودیم که نمایشگاهی مشترک با هم داشته باشیم.

البته در این 4 سال گذشته من دو نمایشگاه خارج از ایران هم برگزار کردم و تلاش کردم که در این نمایشگاه‌ها به عنوان یک ایرانی، کشورم را مطرح کنم و با عکس‌هایی سرشار از رنگ و زیبایی از مناظر طبیعی، معماری و گوشه و کنار سنتی ایران، سعی در محو تصاویر سیاه ذهنی خارج‌ها نسبت به ایران را داشتم.

 ولی برای داخل ایران و مردم کشورم شاید این سوژه‌ها زیاد مناسب نباشد. عنوان انعکاس یا بازتاب را برای این مجموعه انتخاب کردیم و عکس‌هایی را به نمایش گذاشتیم.  براساس این اسم از میان آثاری که هم من و هم برادرم سیامک داشت یک سری آثار را انتخاب کردیم و در گالری ساربان به دیوار بردیم.

 در برخی از عکس‌ها دقیقاً واژه بازتاب رخ داده ولی در برخی عکس‌ها تاثیر لحظه بر عکاس است و اثری که آن لحظه بر روی من گذاشته را دوست به بیننده منتقل کنم.

 احساس خودم از این نمایشگاه بیشتر این است که در بیشتر عکس‌ها یک طبیعت اعم از جاندار و بی‌جان دیده می‌شود، چیزی که این روزها زیاد به آن توجه نمی‌شد. تلاشم این بود که آن اشتیاق، شادی و هیجانی که از دیدن آن صحنه‌ها داشتم را ثبت کنم و اکنون به بیننده منتقل کنم. شاید دامنه عکس‌هایی که من گرفتم به این هدف نزدیک‌تر است در صورتی که عکس‌های سیامک دارای لوکیشن خاص است. سیامک در یک فضای شهری خاص یعنی تورنتو کانادا عکاسی کرده است اما عکس‌های من بین عکاسی و نقاشی شناور است. در برخی از عکس‌ها می‌بینیم که آثار به تابلوی نقاشی نزدیک‌ شده‌اند. باید بگویم که در این نمایشگاه سعی کردم بحث فرم و رنگ و بافت را مطرح کنم.

* خانم اسکندری شما بازیگرید، عکاس هستید یا طراح شهری؟
- علاقه کودکی من هنرهای تجسمی بوده و در این میان نقاشی بیشترین علاقه را به خود اختصاص داده است.

 

* یعنی قرار است از شما یک نمایشگاه نقاشی هم ببینیم؟
ـ کارهایی که در سطح شهر از من هست به نوعی نقاشی است. هنر برای من دو بخش شده است. اول هنرهای تجسمی که در آن به سراغ عکس و طراحی شهری رفته‌ام و هنرهای نمایشی که بازیگری را دنبال می‌کنم. این دو جهان کاملا متفاوت هستند که دو بخش از وجود من را ارضا می‌کنند.

 در سینما و تلویزیون در یک هنر جمعی شرکت می‌کنم و من به عنوان یک شخص در میان یک جمع معنا پیدا می‌کنم. هنرهای تجسمی قائم به فرد است و مانند سینما نیست و هیچکس نمی‌تواند مدعی شود که مثلاً فیلمبردار یا کارگردان کار را خراب کرده است. هر آنچه که زحمت و تلاش کنی مخصوص یک نفر است و آن را نمی‌توان به فرد دیگری ربط داد.

 پیش می‌آید که در دنیای سینما (با توجه به نوع فضای گروهی که در آن است) گاهی دوست داشته باشید که به یک فضای مستقل و شخصی پناه ببرید فضایی که متعلق به خود شماست. لحظات تنهایی من را هنرهای تجسمی پر کرده است.

 هنرهای تجسمی علاقه‌های شخصی من است که اکنون دیگر از تفریح گذشته زیرا روی آن وقت گذاشتم، درس خواندم، انرژی گذاشتم.

* پس در حقیقت هنرهای تجسمی حاصل خلوتگاه‌های شماست؟
 بله دقیقاً. من عاشق سفر هستم و سفر در من هیجان ایجاد می‌کند. من ادعایی به مفهوم یک عکاس حرفه‌ای ندارم زیرا همان گونه که من بازیگرم و بازیگری شغل من است برای یک عکاس هم عکاسی شغل است و تمام وقتش را صرف آن می‌کند. من بازیگری هستم که عکاسی می‌کنم و علمش را هم دارم و آن گونه نیست که کاملاً تفریحی این مسیر را آمده باشم.

 به نسبت عکس‌هایی که سیامک گرفته است عکس‌های من آن چنان که باید و شاید هدف ندارد. عکس‌های من دلی‌تر است و حس‌های زنانه در آن موج می‌زند. سیامک با نگاهی مردانه و دیدی معمارانه به عکس نگاه کرده است ولی من به عنوان کسی که گرافیک خوانده است و نقاشی کار کرده و البته یک زن است عکس گرفته‌ام.

 ما سعی کردیم در این نمایشگاه آن تفاوت نگاه را نیز داشته باشیم تا دو تیپ خاص کاری را گرد هم بیاوریم تا تنوع بصری بیشتری برای بیننده ایجاد کنیم.

*این یک نمایشگاه مشترک است و طبق روال باید معلوم می‌شد که کدام عکس‌ها متعلق به شماست کدام عکس ها متعلق به برادرتان ولی این گونه نیست.
ـ ما در لیست‌مان داریم که کدام عکس متعلق به کیست. ما فکر کردیم تفکیک کاملاً مشهود است. من تئوریسین عکاسی نیستم ولی دوربین همیشه همراهم بوده و همیشه آن لحظات خوبی که دیدم و در من احساس خوبی ایجاد کرده است را ثبت کرده و اکنون به نمایش گذاشتم.

 متاسفانه در ایران همه چیز خط کشی شده است همه می‌گویند که اگر تو نقاش هستی فقط باید نقاشی کنی یا اگر بازیگری صرفاً بازی کنی. این مرزبندی‌ها کمی سختگیرانه، نادرست و غیراصولی است. هنر یک دنیای خلاقانه است که هر کسی می‌تواند آن را تجربه کند و می‌تواند به بیننده خود این فرصت را بدهد که کارش را ببیند و قضاوت کند.

 

*خانم اسکندری من حرف شما را قبول دارم که یک هنرمند هنر را به ذات خودش می‌شناسد و می تواند در حیطه چند هنر وارد شود و قضاوت را به مخاطب واگذار کند. شاید خیلی از افراد که من هم در این گروه هستم مخالف بازار گرمی و سوء استفاده از نام خود برای فروش آثار هنری خود هستند. البته باید بگویم که من قیمت آثار شما را در این نمایشگاه دیدم و شهادت می‌دهم که منطقی بود. ولی خیلی از بازیگران هستند که عکاسی کرده‌اند و نمایشگاه گذاشته‌اند و قیمت هایشان بسیار بالا بوده است. ما نمایشگاهی داشتیم که بازیگری عکس زیر پنج میلیون تومان نداشت یا فاجعه اکسپوی عکسی که چند سال پیش در موسسه صبا برگزار شد و مثلاعکس حسین پرتوی از دیدار امام خمینی (ره) با همافران در19 بهمن سال1357را  که یکی از مهمترین عکس‌های چند دهه اخیر ایران است، دو میلیون تومان قیمت داشت و عکس یک بازیگر هفت میلیون.
ـ من هم منتقد این دوستان هستم. آنجایی که آدم‌ها از نام خود استفاده می‌کنند یک کار غیراخلاقی انجام داده‌اند و قرار نیست اگر من با شهرداری کار می‌کنم قیمتم عادلانه باشد. شاید بد نیست بدانید که من زیر قیمت و عرف شهرداری کار کردم که حتی اعتراض برخی دوستان را هم برانگیخت.

 در منطقه 6 شهرداری تهران من مذاکراتی با شهردار منطقه داشتم که به من گفتند که ما فلان قدر بودجه داریم. این یک شرایط دو طرفه بود که هم آنها دوست داشتند که من برایشان کار کنم و هم من دوست داشتم که برای آنها کار کنم ولی متاسفانه اعداد و ارقامی در رسانه‌ها منتشر شد که واقعاً خلاف واقع بود.

 *یعنی شما 120 میلیون برای یک کار نگرفتید؟
 ـ نه اصلاً. برخی دوستان ما به من کم لطفی کرند. البته نمی‌خواهم ژست انسان‌های فداکار را بازی کنم ولی فکر کردم به عنوان یک آدمی که فرصتی به او داده شده می‌توانم کار کنم و همه چیز پول نیست. من حتی برای صرفاً پول بازیگری هم نکردم.

 

* آیا می‌توان گفت که لاله اسکندری از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرد؟
من به این دلیل که احساس کردم باید انرژیم جهت پیدا کند به سراغ این دو شاخه هنری آمدم. بازیگری و عکس. نمی دانم شاید آدمی باشم که نمی‌تواند در یک شاخص کاری خاص بماند وی دوست دارم انرژیم صرف هنری خاص مورد علاقه‌ام بشود.

 *در مورد متریال‌های هنری چطور؟ شما گاهی عکاسی می‌کنید و گاه نقاشی و اکنون هم که به سرامیک رسیده‌اید.
ـ من در سال های اخیر در هنرهای تجسمی به تکنیک موزائیک و کاشی رسیدم که این برآیند تجربه چند ساله من است و احساس کردم می‌توانم در این زمینه دانش علمی هم علاوه بر محل و اجرایش پیدا کنم.

*در صحبت‌هایتان اشاره کوچکی به تاثیر برادرتان بر شما در آغاز راه عکاسی کردید. در این نمایشگاه چطور؟ شما از سیامک تاثیر گرفتید یا او از شما؟
ـ تفاوت‌های زیادی در کارها هست. ما در دو دنیای کاملاً متفاوت عکس گرفتیم که این در نمایشگاه کاملاً مشهود است. چیزی که برای خیلی‌ها هم جذاب بود این بود که ما از یک خانواده‌ایم ولی دو دنیای کاملاً جدا از هم را به تصویر کشیده‌ایم.

 خیلی نمی‌توانم بگویم تحت تاثیر سیامک بودیم هرچند من عکاسی را با سیامک آغاز کردم و با دیدن فرم‌های او به عکاس را با سیامک آغاز کردیم و با دیدن فریم‌های او به عکاسی علاقمند شدم ولی بعد از مدتی راه خودم را پیدا کردم . سیامک به دنیای معماری علاقه مند است ولی من دنیای خودم را تجربه کردم. فضای او تنهایی دارد و دوران‌های خود را طی کرده است و آن را در عکس‌هایش نمود داده است.



* اسم این نمایشگاه بازتاب است. این یعنی چه؟ و آیا این بازتاب شماست یا برادرتان.
مال هر دوی ماست. در هر حال تلاش‌مان این بوده که بازتاب آن چیزی که در ذهنمان گذشته را به نمایش بگذاریم. آن چیزی که دریافت کردم را به بیننده منتقل کنم.

سه شنبه، 2 اسفند ماه ، 1390 بازدید:86 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 86 بار بازديد شده

  بررسی هنر دیجیتال با حضور دو عکاس
مصاحبه

خبرآنلاین
آیا استفاده از نکنولوژی و تکنیک‌های دیجیتال به تولید اثری با مولفه‌های هنر دیجیتال منتهی می‌شود؟

آزاده سهرابی: اگرچه ۶ دهه از عمرهنر دیجیتال در جهان می‌گذرد،اما تازگی‌ها در ایران شاهد تجربه‌های پراکنده‌ای در این زمینه  هستیم. این تجربه‌ها در حالی صورت می‌گیرد که نه دانشکده‌های هنری ما آموزشی در این زمینه ارائه می‌دهند و نه گالری‌های زیادی هستند که رغبتی برای میزبانی ازهنر دیجیتال داشته باشند. از طرف دیگر مرجع قابل اعتنایی هم در این زمینه وجود ندارد و تنها می‌ماند مقاله‌های خارجی که باید در گوگل جستجوکرد تا به شناخت بیشتری در این زمینه دست یافت و با تجربه دیگر کشور‌ها آشنا شد. چندی پیش در گالری محسن و به واسطه حضور یک اسپانسر نخستین جشنواره هنر دیجیتال برگزار شد و چندین اثر به نمایش درآمد. این خبر خوب در حاشیه‌‌ همان نمایشگاه شنیده شد که مهدی مقیم‌نژاد هنرمند عکاس و استاد دانشگاه کتاب جامعی را در این زمینه ترجمه کرده که به زودی وارد بازار می‌شود. به بهانه بحث درباره هنر دیجیتال قراری با مهدی مقیم‌نژاد و بهنام کامرانی دیگر هنرمندی که در این زمینه تجربه‌های مختلفی دارد، گذاشتیم و در کافه خبر میزبان‌شان شدیم. حاصل این نشست پیش‌روی شماست.

بیش از ۶دهه از شکل گیری هنر دیجیتال می‌گذرد. در واقع اولین ظهور این هنر در سال ۱۹۶۵بود اما به نظر می‌رسد تازه دارد در ایران به این عرصه به صورت مستقل نگاه می‌شود. نمونه‌اش برگزاری نخستین جشنواره هنر دیجیتال که همین چندی پیش در گالری محسن و با داشتن اسپانسر برگزار شد. اما ما در کشورمان هنوز با تئوری‌های این هنر آشنا نیستیم. منبع فارسی‌ هم در دسترس دانشجویان و علاقمندان به این حوزه وجود ندارد. برای همین شاید در تعریف این هنر در کشورمان دچار مشکل باشیم. بگذارید برای شروع بحث و رسیدن به یک توافق به یک تعریف واحد درباره هنر دیجیتال برسیم.مهدی مقیم‌نژاد: اگر بخواهیم خیلی کلی به داستان نگاه کنیم و یک تعریف ارائه بدهیم که دربرگیرنده انواع تجربیاتی باشد که در این حیطه انجام شده، باید مسئله را ساده سازی کنیم و بگوییم هنر دیجیتال، هنری است که در پروسه ساخت و تولید آن اثر از تکنولوژی بهره گرفته شده باشد. در واقع هنر دیجیتال به ناگزیر با تکنولوژی گره خورده‌ است. پیشتر گاهی در معنای گسترده‌تر به این هنر «نیوآرت» هم می‌گفتند که نام کاملی نبود.

البته باید دقت کنیم منظورمان از این‌که در پروسه تولید از تکنولوژی بهره گرفته شده، صرفا منظورمان این نیست که برای بیان ایده‌های هنرمند این اتفاق بیافتد. بلکه تکنولوژی باید نقش ساختاری و با اهمیتی در شکل ارائه داشته باشد و  آن سوژه را فقط از این طریق بتوان ارائه داد.

بهنام کامرانی: در حال حاضر تعریف این هنر مشکل شده است. چون هنر دیجیتال  با توجه به خصلت‌اش، در تمام حوزه‌های هنری وارد شده‌است.

 این هنر ابتدا به عنوان کامپیو‌تر آرت شناخته می‌شد و بعد مولتی مدیا آرت به آن گفته شد و حالا دیجیتال آرت که زیر شاخه مالتی مدیا (هنر چند رسانه‌ای) قرار می‌گیرد. اما اگر خیلی ساده بخواهیم تعریفی از آن ارائه بدهیم بایید بگوییم شما در عکاسی به محض اینکه آن را اسکن می‌کنید، این اثر دیجیتالی شده است؛ یعنی جایی که تمام اطلاعات هنری تبدیل به کد می‌شود و به همین واسطه قابل انعطاف است. حالا اما اختلاف نظرهایی هم هست. مثلا می‌گویند ویدئو آرت زیر مجموعه این شاخه نیست، اما واقعیت این است که عکاسی دیجیتالی و ویدئو آرت آنقدر خودشان مستقل شدند که شما در جشنواره‌های دیجیتال کمتر آن‌ها را می‌بینید.

از نظر تاریخی اگر بخواهید بگویید اولین اثر هنر دیجیتال چه بود، باید به کدام تاریخ بازگردیم؟

کامرانی: اولین ظهور این هنر در بردارهای خطی خود را نشان داد. در سال ۱۹۶۵ برنامه‌هایی نوشته شد که بردارهایی را روی کاغذ رسم می‌کرد که شکلی از اثر انتزاعی را تداعی می‌کرد. کم کم این کار‌ها پیشرفت کرد و بعد تغییراتی در هنر عکاسی پیش آمد و به دیجیتال پیوند خورد و بعد‌تر اینترنت آمد و دسترسی به فضای مجازی دنیای جدیدی را گشود.

به طور مثال پیتر بروک یکی از تئاتر‌هایش را به صورت مجازی برگزار کرد به این صورت که بازیگرانش در نقاط مختلف دنیا بودند و از طریق اینترنت همزمان روی صفحه بزرگی دیده می‌شدند. در واقع هنر دیجیتال یک تکنیک و یک شاخه است که همه هنر‌ها را در خود جای می‌دهد و ماهیت آن‌ها را هم در عین حال در رسانه خود تغییر می‌دهد.

آیا می‌شود جایی میان این هنر و دیگر هنر‌ها تفکیکی قائل شد؟ مثلا به همین اثر پیتربروک چرا نگوییم تئا‌تر و بگوییم هنر دیجیتال؟

کامرانی: این خط کشی‌ها برای بهتر طبقه‌بندی کردن به وجود می‌آید، اما شما حتی در تعریفی که از هنر کلاسیک ارائه می‌دهید هم می‌توانید هنرمندی را پیدا کنید که در‌‌ همان حیطه کار کند، اما چهارچوب را نقص و یا تعریف را گسترش دهد.

مثلا نمی‌توان گفت هنر دیجیتال یک ویژگی دارد و آن این است که میان سه محور ایده و دخالت مخاطب در اثر و فضای مجازی در جریان است؟

کامرانی: نه. چون ایده هنری اصلا در این تکنیک زیر سوال است. چون برخی از این آثار اصلا به شکل گروهی شکل می‌گیرد و شما با یک فرد هنرمند طرف نیستید و نمی‌توانید بگویید کدام قسمت ایده مربوط به چه کسی است. حتی الان شما در ویدئو آرت هم بخش‌هایی مثل کلیپ و فیلم کوتاه می‌بینید. همه این‌ها می‌گوید ما با مرزهای غیر شفافی رو به رو هستیم. می‌شود یک فاکتورهایی برای شناخت پیدا کرد اما همواره هنرمندانی هستند که آن را نقض می‌کنند یا فرا‌تر می‌روند.

مقیم‌نژاد: ببینید همچنان می‌شود دو راهکار برای این طبقه بندی لحاظ کرد. یکی آثاری را که منحصرا در فرایند تکنولوژی شکل گرفته باشند، در این طبقه قرار دهیم و دسته دیگر آثاری که در رسانه دیگری مثل نقاشی یا موسیقی و پرفورمنس شکل گرفته‌اند و خواستگاه‌شان آنجاست، اما در عرصه دیجیتال ارائه می‌شوند و تغییر ماهیت هم می‌دهند. مثل‌‌ همان تئا‌تر پیتر بروک که به صورت آنلاین ارائه می‌شود.

کامرانی: در‌‌ همان کار پیتر بروک شما می‌بینید سر بازیگران در تصویر دیده می‌شود و بدنشان یک کوزه است.

مقیم‌نژاد: در واقع اگر اینترنت نبود اصلا این تئا‌تر شکل نمی‌گرفت.

کامرانی: ببینید کلا تعریف سبک و طبقه بندی کردن سخت است. اما شما می‌بینید در همین عصر که نمی‌شود خیلی مرز‌ها را شناخت مدیاهای سنتی دارد مستقل‌تر می‌شود. مثلا طراحی که روزی زیر شاخه نقاشی بود هر روز دارد مستقل‌تر می‌شود.

واقعا الان به عصری رسیدیم که مدیا مهم نیست و نباید فکر کنیم مثلا هنر دیجیتال نوآورانه‌ترین شکل خلق است. شاید از نظر تکنولوژی بتوان این را گفت اما از نظر نوآوری هنری نه. چه بسا یک هنرمند با یک مداد طراحی کاری بکند بسیار خلاقانه‌تر.

مقیم‌نژاد: بگذارید یک نکته دیگر را هم بگویم. در دیجیتال آرت کسانی هستند که خودشان تنهایی بار تکنولوژی کار را به دوش می‌کشند و گاهی یک تیم برای یک هنرمند این کار را می‌کند. حتی این هم گاهی مطرح می‌شود که آیا یک هنرمند برای ورود به این عرصه نیاز است که برود لیسانس علوم کامپیوتری بگیرد یا کسی که تحصیلات در این زمینه دارد باید بیاید و هنرمند شود. خب هیچ قاعده‌ای وجود ندارد. اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شناخت این علوم کمک می‌کند برای خلق ایده تا جایی که تقریبا بدون این شناخت نمی‌توانی وارد این عرصه بشوی.

شما چقدر با تکنولوژی عرصه هنری خود آشنا هستید؟

مقیم‌نژاد: شاید ما (عکاسان) اولین کسانی بودیم که با این پدیده مواجه شدیم. من شخصا یک عکاس کلاسیک به حساب می‌آیم و مبانی اعتقادی خاصی دارم. من فتوشاپ را بلدم اما خودم یاد گرفتم. کار‌هایم محصول توانایی‌ام در دانش تکنولوژی است که آن را به آرامی و به تدریج یاد گرفتم. یعنی‌گاه میل به اجرای یک ایده آنقدر در من قوی بود که مجبور شدم یاد بگیرم. نمی‌دانم در این حد برای یک هنرمند دیجیتال کافی است یا نه اما من نزدیک به ده سال است این راه را می‌روم. دیدگاه سنتی من به من می‌گوید لزومی ندارد خیلی چیز‌ها را بلد باشی چون بالاخره یک چیزی هست که بلد نیستی. اما لزوما حرف من درست نیست چون‌گاه آگاهی از یک تکنیک جدید می‌تواند تو را یک قدم جلو ببرد. اما من معتقدم ایده مرا محال است کس دیگر بتواند اجرا کند.

مثلا شما ببینید در عرصه گرافیک ما هم هنرمندان همه کار‌ها را خودشان انجام می‌دهند، اما مثلا سبک آمریکایی، سبک گروهی کار کردن است و شما برای یک پوستر شناسنامه می‌بینید. خب ما خیلی تحت تاثیر معنای مولف بوده‌ایم. همیشه به ما گفته‌اند یک نفر باید حرف اول و آخر را بزند.

این با هنر دیجیتال تناقض ندارد؟

مقیم‌نژاد: چرا. شاید.

کامرانی: شخصا به عنوان کسی که سنتی‌ترین مدیوم هنری که نقاشی و طراحی است را کار می‌کنم، باید بگویم برای من همواره رفت و آمد میان این عرصه هنری و هنر دیجیتال جذاب بوده است.

اگر به ایران برسیم در حال حاضر چقدر استقبال از این هنر را پویا می‌بینید؟

کامرانی: جغرافیا که تغییر می‌کند، این تغییر جغرافیا خصلت‌های خودش را هم می‌آورد. فرهنگ و زمان و مکان و.. همه روی مدیوم‌های هنری تاثیر می‌گذارد.

مقیم‌نژاد: اگر اشتباه نکنم ما در دوره آقای سمیع آذر دو نمایشگاه برگزار کردیم که یکی هنر مفهومی بود و دیگری هنر جدید که در یکی از آن‌ها نمونه‌های اندکی از این هنر ارائه شد و بعد هم در دوره آقای صادقی در مدیریت موزه یک نمایشگاه برگزار شد که کار تعدادی هنرمند خارجی در عرصه هنر جدید در آن به نمایش در آمد. از این نمایشگاه‌ها که توسط مهم‌ترین نهاد دولتی ارائه شده که بگذریم ما نمونه نمایشگاه دیجیتال نداشتیم مگر نمایشگاه‌های‌ گاه و بیگاه گالری محسن یا طراحان آزاد.

چرا؟

کامرانی: مهم‌ترین دلیلش شاید اقتصادی باشد.

مقیم‌نژاد: شما توجه کنید این هنر، هنر جدیدی در دنیاست.

اما ۶دهه از عمر آن می‌گذرد.

مقیم‌نژاد: نباید اینگونه نگاه کرد. شما ببینید اولین موزه هنر دیجیتال سال ۱۹۹۳ راه اندازی شد. ‌گاه‌شمار هنری شاید ۶ دهه را نشانمان دهد، اما واقعیت این است که این هنر از دهه ۹۰ آغاز شد و شروع قرن ۲۱ آغاز گسترشش بود، تا جایی که یکی از مهم‌ترین سال‌های هنر دیجیتال در جهان ۲۰۰۱ بود. پس اولا هنر جوانی است و نباید توقع داشت اینقدر سریع نفوذ کند و دوم اینکه هنرمندان ما خیلی با تکنولوژی عجین نیستند و ضعف داریم در این زمینه. سوم اینکه گالری‌های زیادی نیستند که این آثار را به نمایش بگذارند. هزینه‌ای هم که هنرمند برای کارش باید کنار بگذارد زیاد است و اسپانسر زیادی در این زمینه نیست.

کامرانی: اما مطمئنا تاثیرش را خواهد گذاشت.‌‌ همان طور که پرفورمنس تاثیرش را در جریان تئا‌تر ما گذاشت. از طرف دیگر نسل که عوض شود همه چیز تغییر می‌کند. الان پسر ۴ ساله من چشمش را که باز کرده آی پد و ال سی دی و کامپیو‌تر دیده. من هنوز یک پایم در نقاشی است و پای دیگرم در دیجیتال اما پسرم که بزرگ شود، شاید اصلا طرف نقاشی نرود و برنامه نویس شود و با آن کار آفرینش اثر هنری بکند.

مقیم‌نژاد: نکته دیگری که می‌خواهم در این زمینه بگویم، اهمیت آموزش است. خب در دانشگاه‌های ما که این اتفاق نمی‌افتد و شما می‌بیند حتی در رشته‌ای مثل گرافیک هم ما در بخش دیجیتال قوی عمل نمی‌کنیم. در حد دو واحد مثلا طراحی وب داریم یا عکاسی محدود به چند کلاس فتوشاپ است، اما از اهمیت آموزش نباید گذشت و این به نظرم دارد به شکل خود جوش اتفاق می‌افتد. اما زمانی هنر دیجیتال فراگیر می‌شود در ایران که بچه‌ها بروند و یاد بگیرند. البته من خوشبینانه نگاه می‌کنم و معتقدم نسل جدید موجب تحول می‌شوند. البته این را هم بگویم که من  امیدوارم الزام هنر دیجیتال در ایران الزام یک پدیده جدید نباشد و برویم به سمت ایده‌هایی که فقط از این طریق ممکن است اجرا شوند.

کامرانی: من هم معتقدم الزاما تکنیک‌های دیجیتال به مفهوم هنر دیجیتال منتهی نمی‌شود.

يكشنبه، 30 بهمن ماه ، 1390 بازدید:61 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 61 بار بازديد شده

  گفت‌ و گو با عکاس افغان با ۲ جایزه جهانی
مصاحبه

عکاس افغان توانست با عکس به یاد ماندنی خود از حادثه عاشورای کابل، ۲ جایزه جهانی را از آن خود کند و عکس وی به عنوان تأثیرگذارترین عکس ۲۰۱۱ انتخاب شد.

به گزارش فارس، حادثه انفجار در روز عاشورای حسینی در پایتخت افغانستان در نوع خود منحصر به فرد بود و اخباری هم که از این حادثه در سطح دنیا منعکس شد از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

اولین تصاویری که از این حادثه در سطح رسانه‌های جهان منعکس شد، عکسی بود که لحظه وقوع حادثه توسط “مسعود حسینی” عکاس افغان گرفته شد.


 آکادمی “World Press Photo”  در گزینش سالانه خود، از میان صد هزار عکس خبری که به فراخوان این سازمان ارسال شده بود، در بخش تک عکس، تصویر گرفته شده توسط  مسعود حسینی از حادثه عاشورای کابل را به عنوان عکس دوم سال ۲۰۱۱ انتخاب کرد.

این تنها افتخار این عکاس خبری افغان نبود بلکه وی موفق شد با همان عکس از “سازمان بین المللی عکس سال” عنوان تأثیرگذارترین عکس سال ۲۰۱۱ را به خود اختصاص دهد.

عکس حسینی که امروز به او شهرت جهانی داده است تصویر یک دختر ۱۲ ساله را نشان می‌دهد که دقایقی بعد از وقوع حادثه عاشورای کابل با لباسی سبز رنگ در میان اجساد کشته شدگان ایستاده و فریاد می‌زند.

 خوشحالم که این افتخار نصیب افغانستان شده است

 ”مسعود حسینی” در گفت‎وگو با خبرنگار فارس در کابل، در رابطه با نحوه اطلاع از کسب این موفقیت بزرگ، اظهار داشت: صبح زود هنگامی که از خواب برخواستم به سراغ ایمیلم رفتم و متوجه شدم  ۲ ایمیل از طرف سایت عکاسی “world press photo ” و مسابقه جهانی “poyi” دریافت کرده‌ام ، ایمیل‌ها مربوط به عکسی بود که از حادثه خونین عاشورای افغانستان گرفته بودم .

وی ادامه داد: بعد از این که متوجه شدم در مسابقه جهانی عکس اول شدم و در عکاسی خبری جهان مقام دوم را به دست آورده‌ام بسیار خوشحال شدم، زیرا این برای اولین بار بود که یک افغان در world press photo برنده جایزه می‏شد.

این عکاس خبری افغان با بیان این که کسب این موفقیت برای من که توانسته‌ بودم باعث زنده کردن نام مردم کشورم و رسانه‌های خبری افغانستان در سطح جهان شوم یک افتخار بود، گفت: از همه مهمتر به خود می‌بالیدم که این افتخار نصیب عکاسان افغانستان شده است.

وی خاطرنشان کرد: در داخل افغانستان تعدادی از رسانه‏های خصوصی از این دستاورد من استقبال کردند، اما متأسفانه هیچ نهاد و رسانه دولتی مانند وزارت اطلاعات و فرهنگ و حتی نهاد‏های هنری افغانستان حتی یک پیام تبریک هم برای من نفرستادند.

حسینی ادامه داد: واکنش مردم افغانستان در خارج از کشور برایم جالب بود و من در این روزها بیش از اندازه تلفن‌های تبریک دریافت کردم.

وی با اشاره به انعکاس این موفقیت در شبکه اجتماعی، افزود: رسانه‏های خارجی هم با انجام مصاحبه‌های بسیار از کسب این موفقیت استقبال کردند.

این عکاس خبری افغان تصریح کرد: مراسم پایانی world press photo در نوزدهم آوریل سال میلادی جاری و مراسم poyi  در روزهای پایانی همان ماه در شهر “آمستردام” هلند برگزار می‌شود و امیدوار هستم با سفر به آنجا بتوانم شخصا این جایزه‌ها را دریافت کنم.

به عکاس ایرانی که در بخش”story” جایزه گرفت تبریک می‌گویم

این عکاس موفق افغان اظهار داشت: مهمترین دستاورد‏ این عکس انعکاس حادثه خونین عاشورا کابل به طوری که باید انعکاس داده می‌شد، بود.

حسینی در ادامه خاطرنشان کرد، به عنوان یک عکاس افغان به “ابراهیم نوروزی” عکاس ایرانی که در این مسابقه در بخش (story) موفق به دریافت جایزه شد، کسب این موفقیت را تبریک می‌گویم.

مسعود حسینی عکاسی را در سال‌های‌ مهاجرت خود در ایران آغاز کرد و پس از سقوط طالبان به کابل برگشت و آموزش عکاسی را در موسسه فرهنگی “آینه” ادامه داد.

حسینی در کارنامه‌ رسانه‌ای خود همکاری را با رسانه‌هایی چون مجله آلمانی “اشپیگل” و روزنامه “ساندی تایمز” را دارد و از سال ۲۰۰۷ به عنوان خبرنگار عکاس، کارش را با خبرگزاری فرانسه آغاز کرد.

وی پیش از این نیز موفق به اخذ چند جایزه بین‌المللی در جشنواره‌های معتبر عکاسی دنیا شده است.

يكشنبه، 30 بهمن ماه ، 1390 بازدید:85 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 85 بار بازديد شده

 
وضعیت آنلاین
در حال حاضر 154 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

آمار کاربران

وبلاگ های عکاسان

علی گرامی فر

حسین جاودانی

امین حسینی

ابراهیم نیک خو

محمدرضا طهماسب پور

نازنین طباطبایی یزدی

منصوره معتمدی

مهدی مقیم‌ نژاد

یدالله ولی‌زاده

اسماعیل عباسی

داریوش کیانی

نعما م. روشن

کیارنگ علایی

کاوه بغدادچی

بابک شعبانی


لینک دوستان

Az-Photo.com | اولین، کاملترین و بروزترین وبسایت تحلیلی هنر عکاسی در شمالغرب کشور






تمام لينك ها


لينكستان

azarbayjan nature photographers


tavoosonline


jamphoto


dorbinshop


FocusTeam


durbin net


artna


Babak Shaabani


Atlas Market


Photo Alarm


Aks Online


aksnews


iranphotojournalists


farnet


akkasee


picu


zoomnews


chilick


akkaskhaneh


cameraman



مطالب گذشته
سه شنبه، 25 بهمن ماه
· عکاسی که جهان را در یک قطره آب ثبت کرد
دوشنبه، 17 بهمن ماه
· مصاحبه با اکبر ناظمی درباره عکس های انقلاب
پنجشنبه، 13 بهمن ماه
· گفت‌ وگو با صادق تیرافکن !
دوشنبه، 28 آذر ماه
· ۵۹۵ قطعه عکس در 30مین جشنواره تئاتر فجر
· معماری ایران در گرجستان
يكشنبه، 27 آذر ماه
· گفتگو با دبیر جایزه شید در روزنامه شرق
شنبه، 7 آبان ماه
· گران‌ تر از طلا در گفتگوی محسن راستانی
سه شنبه، 12 مهر ماه
· جایگاه عکاسی طبیعت | گفت‌ و گو با محمد ستار
پنجشنبه، 3 شهريور ماه
· عکاسی در لیبی و خاورمیانه
پنجشنبه، 27 مرداد ماه
· سواد بصری ایرانی ها بالاست
شنبه، 22 مرداد ماه
· لحظاتی با زرافشان
دوشنبه، 17 مرداد ماه
· قبول کنیم کاظم خبرنگار بود!
· گفتگو با علی کاوه ؛ عکاس ورزشی
سه شنبه، 14 تير ماه
· عکاسی دیجیتال در گفت و گو با مریم زندی
دوشنبه، 23 خرداد ماه
· سید بابک موسوی
دوشنبه، 19 ارديبهشت ماه
· جدال عکس‌های تکراری و متفاوت از مجلس
چهارشنبه، 7 ارديبهشت ماه
· بعضی مسائل دست ما نبود
جمعه، 2 ارديبهشت ماه
· گفت و گو با رضا‌ نور بختیار/عکاس
سه شنبه، 23 فروردين ماه
· این جشنواره برای عکاسی کشور مبارک است
چهارشنبه، 17 فروردين ماه
· کاوه گفت به خاطر من عکاس شده است
دوشنبه، 8 فروردين ماه
· فواید استفاده از پورتفولیو (Portfolio) چاپ شده
يكشنبه، 7 فروردين ماه
· اگر فتوژورنالیسم مرده است (Luceo) چیست؟
يكشنبه، 1 اسفند ماه
· گفتگوی همشهری با رضا موسوی
دوشنبه، 27 دي ماه
· تنها با نگاه بازاری
چهارشنبه، 15 دي ماه
· گفتگو با دبیر مسابقه عکس فرش دستباف ایران
يكشنبه، 12 دي ماه
· گفتگوی منتشر نشده از زنده یاد بهمن جلالی
چهارشنبه، 5 آبان ماه
· عکاسی آنالوگ ویروس نداشت
چهارشنبه، 14 مهر ماه
· گفتگو با حسن غفاری
· رضا برجی خطاب به آلفرد یعقوب‌زاده
پنجشنبه، 8 مهر ماه
· مصاحبه با مقیم نژاد درباره مسابقه گندم،آرد،

مطالب قدیمی تر

تبلیغات شما
نمایشگاه های مجازی از مناسبت های ملی

کلیه حقوق این مجموعه طبق قانون کپی رایت متعلق به سایت az-photo.com می باشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Powerd by: Babak Shaabani
Copyright .:: Az-Photo ::. ©  2008-2012


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir