هادی شفائیه

دونیا وارکن سن ده وار اول تبریزیم

تبریزیم
دونیا وارکن سن ده وار اول تبریزیم
تبریزلیلر اوچون سن ده یار اول عزیزیم
آی باشووا دؤندوگوم عزیز تبریزیم

شفالی اللرووی چک اوشاغلارین گؤز قاشینا،
قضو- قدر قویما گلسین بالالارین باشینا،
سوغوق سو قاریشماسین اونلارین ایسّی آشینا!

ساغ اول، چوخ یاشا، منیم شهریم، بؤیوک تبریزیم!

هادی شفائیه/ نیمه ی مرداد ۱۳۹۲/ دابلین، اوهایو، آمریکا

9385azphoto

بند پایانی منظومه ی پانصد سطری «تبریزیم» یگانه نوشته ی منظوم تمام عمرِ نود ساله ام را که به مناسبت آغاز این دوره ی زندگی ام به طور ناگهانی و بی سابقه و بی اندیشه ی ساعتی پیش، به سرعت و بی وقفه تا پایان آن بر قلمم جاری شده را در رابطه با واقعه ی بسیار مهم و مبارک «جشنواره ی فیروزه» تقدیم افرادی می کنم که آن را به نیکی و زیبایی و در خور چنان که باید و شایسته است به تصویر کشیده و جاودانه کرده اند.

ساغ اولون، چوق یاشایین.
هادی نیمه ی آبان




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *