عکاسی خیابانی تماشا کردن زندگی است

مصطفی سئوَن، سلطان عکاسی خیابانیِ اینستاگرام

اختصاصی آذفوتو / ترجمه: جلال سجودی

0003-728x728-520x330

مصطفی سئون در روزنامه های صباح، حریت، گازته پازار و ملیّت عکاسی خبری کرده است. در روزنامه آکشام به عنوان ادیتور کار کرده است. او که هم اکنون به عنوان یک عکاس خیابانی فعالیت می‎کند کار خود را اینگونه تعریف می کند که “عکاسی خیابانی تماشا کردن زندگی است”.
او که عکس هایش جوایز متعدد ملی و بین المللی کسب کرده است و در سال ۲۰۱۳ نمایشگاه انفرادی عکسش را با نام “تک” برگزار کرده است جزو عکاسانی است که بیشترین تعداد فالور در اینستاگرام را دارد. در عین حال به تدریس نیز توجه دارد و ورکشاپ های متعددی در زمینه عکاسی خیابانی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی برگزار می‎کند.
این عکاس دو کتاب با عناوین”استانبول” و “عکاسی خیابانی” دارد و یک کتاب نیز به زبان فارسی با عنوان “شهر یک نفره” دارد.

n00237644-t
ممکنه کمی ما را بیشتر با مصطفی سِوِنی که در اینستاگرام پدیده شده، آشنا کنید.
کارم عکاسی خبری است. قریب به ۲۰ سال عکاسی خبری انجام داده ام. ۳-۴ سال اخیر نیز برای پروژه های شخصی خودم عکاسی می کنم. در کنارش عکاسی تبلیغاتی هم انجام می‎دهم. برای نشر عکسهایم از شبکه های اجتماعی استفاده می کنم.

ممکنه به طور خلاصه بفرمایید چطور شد شروع به عکاسی کردید؟
عکس یک وسیله برای بیان احساسات است. اولین بار زمان دبیرستان این وسیله را کشف کردم. اولین بار آن زمان با عکس آشنا شدم. من کسی نیستم که بتونم خودم رو با نوشتن یا صحبت کردن بیان کنم. بنابراین تنها امید من برای بیان احساساتم به بهترین نحو، عکاسی بود. و اینگونه شد که شروع به عکاسی کردم.

mg_9873
عکاسی شما شامل محدوده وسیعی از جمله عکاسی تبلیغاتی، عکاسی پروژه ای و عکاسی خیابانی است، چطور شد که به عکاسی در این زمینه های مختلف پرداختید؟
در واقع در تمام این زمینه ها کاری که انجام می دهم گرفتن عکس است ولی تمام اینها را برای ساختن شخصیت و هویت عکاسی خودم انجام داده ام. وگرنه از سر حرص و طمع نبوده که بگویم این را هم عکس بگیرم، اون را هم عکس بگیرم. فقط خوب می‎دانستم برای اینکه بتوانم شخصیت عکاسی خودم را بسازم باید در همه زمینه ها چیزی یاد بگیرم. در اصل شغلم عکاسی خبری بود. به خاطر شغلم تمام زمانم رو صرف این کار می کردم. باقی مانده وقتم را هم کنار دوستی که عکاس تبلیغاتی بود دستیاری می کردم. اگر باز هم وقت می ماند پیش یک دوست دیگر که عکاسی پروژه ای انجام می‎داد می رفتم. بازهم اگر وقت اضافه تری می ماند پیش یک دوست دیگر که عکاسی معماری انجام می‎داد می‎رفتم. بنابراین می‎دانستم که این روند بر روی عکاسی من تاثیر مثبتی خواهد داشت. دراصل زمینه کاریم ترکیبی از این زمینه هاست. من الان عکاسی خبری نمی‎کنم. عکاسی خیابانی انجام می‌دهم. ولی وقتی مستند نگاری، فتوژورنالیسم و همه اینها با هم ترکیب می‎شوند شخصیت عکاسی من ساخته می‎شود. و از این منظر فکر می‎کنم برای من این امر خیلی مهم است و با این ترکیب زمینه های متعدد سعی می کنم کارهایی انجام بدهم.

در بین همه این زمینه ها عکاسی خیابانی کمی اولویت بیشتری در کارهایتان دارد. وقتی عکاسی خیابانی می‎کنید چه بازخوردهایی دریافت می کنید؟
اصل مسئله همین فهمیدن واکنش مردم است. کل داستان همین است. تمام سعیم را میکنم تا واکنشی از سوژه دریافت نکنم. زیرا وقتی سوژه به تو واکنش نشان میدهد به معنی دیده شدن عکاس است. دیده شدن از منظر عکاسی خیابانی خیلی خطر بزرگی است. باید هر کاری از دستمون برمیاد انجام بدیم تا بدون دخالت در صحنه و بدون نشان دادن خودمون عکسمون رو ثبت کنیم. بنابراین وقتی عکاسی خیابانی می کنم همه انرژیم رو صرف این میکنم که بتونم خودم رانشان ندهم. دیده شدن همان و عکس العمل سوژه همان. اما طبیعیه که در بعضی موارد دیده هم می شویم. چون سعی می‎کنیم خصوصی ترین حالات مردم را عکاسی کنیم. در بی دفاع ترین حالتشان که در حال خودشان هستند عکسشان را ثبت می کنیم و انسان ها ممکن است کمی از این کار معذب ‎شوند. اگر من هم باشم معذب می‎شوم. بنابراین وقتی همه این سختی ها را در نظر بگیریم عکاسی خیابانی اصلا کار آسانی نیست. اما همان طور که عرض کردم برای اینکه عکس العملی دریافت نکنم تمام سعیم را انجام می‎دهم. طبیعی است که در بعضی مواقع هر چه قدر سعی کنم دیده نشوم باز با واکنش افراد مواجه می‎شوم. در این حالت همه چیز فاش می شود و کار در این شرایط سخت می شود.

در بین این واکنش هایی که دریافت کرده اید خاطره ای بوده که از یادتان نرود؟
وقتی عکاسی خبری انجام میدادم موقعیت های غیرعادی بیشتر پیش می‎آمد. حتی بعضی مواقع کار به خشونت هم می کشید. چون که متاسفانه در ترکیه عکاسان خبری را دوست ندارند. همیشه مثل یک عنصر تهدید کننده دیده می‎شوند. از یک نظر هم حق دارند. چون که عکاس خبری عموما لحضاتی از زندگی افراد را ثبت می کند که مردم تمایل به دیده شدنشان ندارند. و طبیعی است که منجر به واکنش شود. ولی هر واکنشی باید در چهارچوب مدنیت و فرهنگ باشد و به خشونت منجر نشود.

تفاوت عکاسی خبری و عکاسی خیابانی در چیست؟
مورد دوم کاری کاملا فردی است یعنی تماما با فکر خودم کارگردانی می‎کنم. اما خبرنگاری چنین نیست. نتیجتاً در خبرنگاری حادثه ای رخ داده و لازم است که این حادثه ثبت شده و به اطلاع اشخاص ثالثی برسد. بنابراین معمولا مردم در چنین صحنه هایی در شرایط منفی هستند. و شرایط هیجان انگیزی نیست و در عکس، افراد را درشرایطی که ممکن است باعث ناراحتیشان شویم ثبت می کنیم. در حالیکه انسان ها دوست ندارند در حالت عجز دیده شوند. و در نتیجه واکنش نشان می دهند و حق هم دارند. متاسفانه اتفاقات ناخوشایندی هم بعضاً رخ می دهد. بعضاً برخی از خبرنگارهای قدیمی به خاطر همین موارد با مشکلاتی در زمینه امنیت خودشان مواجه می شوند.

mustafa-seven-0034
نگاه که می کنیم اکثریت عکس هایتان سیاه و سفید است.
تاثیر داماتیک عکس سیاه و سفید را دوست دارم. همچنین خیلی دوست ندارم رنگ از داستان موجود در تصویر بیشتر دیده بشود. رنگ مخصوصا اگر قسمتی از داستان عکس نباشد، دوست ندارم از داستانی که در عکس حکایت می‎کنم بیشتر دیده شود. و معمولا سعی میکنم یک توازنی را حفظ کنم. بنابراین سعی میکنم داستان عکسم را حفظ کنم. از این رو سیاه سفید را دوست دارم.

شما در دوره مهاجرت از آنالوگ به دیجیتال نیز شغلتان را ادامه دادید. نظرتان درباره آن دوران چیست؟
در اصل یک دورانی بود که تعریفش مشکل است. عصر دیجیتال همان طور که مزیت های زیادی داشت معایبی هم داشت. بزرگترین مزیتش این بود که تعداد بیشماری به این کار مشغول شدند. و این نیز باعث بالا رفتن کیفیت این کار شد. و معتقدم این خیلی چیز خوبیه و باعث پیدا شدن یک فضای دموکراتیک در عکاسی شد. قبلترها عکاسی یک کار خیلی گرانقیمتی بود. دوربین گران بود، فیلم گران بود، ظاهر کردن گران بود و تعداد عکس ها محدود بود. بنابراین چون کار هزینه بری بود تعداد کمتری در این زمینه فعالیت می کردند. با ورود عصر دیجیتال قشر متوسط هم وارد عرصه عکاسی شدند. و فکر می‎کنم این کار باعث بالا رفتن کیفیت عکاسی شد. ولی عصر آنالوگ برای من حس متفاوتی داشت؛ کار کردن با نگاتیو، سروکله زدن با مراحل ظهور عکس و اینکه یک عکس چگونه در دستانم به یک متریال هنری تبدیل می شد حس دیگری داشت.

mustafaseven_instanbul_kitap16_d
به سوابق شما که نگاه می کنیم زمان مدیدی برای نشریات عکاسی خبری کرده اید. این چه تاثیری بر کاری که انجام می‎دهید گذاشته است؟
همان طور که گفتم فقط عکاسی خبری نیست. دستیار عکاس مد بودن نیز در پیشرفت شغلی ام تاثیر داشته است. عکاسی معماری هم همین طور. ولی در کنار همه اینها پرداختن به عکاسی خبری برای سالها خیلی چیزها به عکاسی من اضافه کرده است؛ فشردن دکلانشور در زمان و آن مناسب یکی از این تاثیزات است، عکاسی با در نظر گرفتن سیر اتفاقاتی که در خیابان در حال وقوع است، محاسبه اینکه این عکسی که ثبت کرده ام چقدر پشت کامپیوتر وقتم را خواهد گرفت و از همه مهم تر مشکل پسند بودن را به من یاد داده است. قبلا به دلیل گران بودن حلقه فیلم این قدر بی حساب کتاب عکس نمی گرفتیم. مجبور بودیم عکس های محدودی ثبت کنیم و این هم مشکل پسند بودن را به انسان یاد می دهد و اینکه فقط در زمان مناسب دکلانشور را فشار بدهیم. از این نظر هم عکاسی خبری خیلی چیزها به من یاد داد.

خاطره خاصی از دوران عکاسی خبریتان دارید؟
بعد از زلزله مرمره داخل گودالی عکاسی می‎کردم. خانم جوانی را دیدم که با دستانش زمین را می کند. مدتی نگاه کردم ببینم دنبال چه می‎گردد. نزدیک رفتم و پرسیدم “چه می‎کنید؟” جواب داد: “دنبال گذشته ام می گردم”. خیلی تعجب کردم. بعداً فهمیدم که دنبال آلبوم خانوادگیشان می‎گشته است. خیلی تحت تاثیر حرفش قرار گرفته بودم.

slide_230815_1060962_free
کمی هم به اینستاگرام بپردازیم. چگونه با اینستاگرام آشنا شدید؟
آشنایی من با اینستا گرام ۷-۸ ماه بعد از آغاز فعالیت اینستاگرام بود. درست مصادف شد با زمانی که بعد از عکاسی خبری دنبال ترسیم یک راه جدید برای خودم بودم. می‎خواهم عکاسی خبری را کنار بگذارم ولی برای اشتراک عکسهایم با دیگران وسیله ای پیدا نمی کنم. برای گذران زندگی عکاسی تبلیغاتی انجام می دهم ولی برای انتشار عکسهای مستقل خودم جایی پیدا نمی کنم. که در این اثنا اینستاگرام رو کشف کردم و کارهایم را آنجا گذاشتم. بعدش فهمیدم که این بیشتر از این که جایی برای عرضه عکسهایم باشد به یک مزیت برای من تبدیل شد. مخصوصا از منظر عکاسی موبایلی. این هم زمینه جدیدی بود که کشف کرده بودم. روی این زمینه خیلی وقت گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که عکاسی موبایلی باید قسمتی از کار من باشد. چونکه فهمیدم در عصر دیجیتال زندگی بدون شبکه های اجتماعی ناممکن است.

هر کدام ازعکسهایی که در اینستاگرام آپلود می‎کنید از طرف هزاران نفر لایک می‎خورد. این چه حسی برای شما دارد؟
طبیعی است که حس خیلی خوبی است. در هرصورت فکر می‎کنم پسندیده شدن چیز ارزشمندی است. البته نباید پسندیده شدن از طرف دیگران مانعی بر سر راه پیشرفتم باشد. نباید در دام این تله گیر کنم که اگر بیافتم معتقدم کیفیت کارهایم افت خواهد کرد. بنابراین اصلاً نمی‎خواهم به این اشتباه دچار شوم. البته که پسندیده شدن از طرف این همه افراد مختلف چیز ارزشمندی است. ولی اصلاً دوست ندارم این امر به مانعی در برابر پیشرفت من تبدیل شود.

slide-1-1024x683

داشتن این تعداد فالور چه مسئولیتی برای شما ایجاد می‎کند؟
مردم با داشتن انتظارات خاصی شما را تعقیب می کنند. برای اینکه شما را جالب می یابند، کارها و زندگی روز مره شما برایشان جالب است. وبه همین دلیل شما را تعقیب می کنند بنابراین باید مداوماً آنها را به بهترین وجه با پست هایتان سیراب کنید. این خیلی مسئولیت مهمی است و برای این کار زمان زیادی هم ندارید. بنابراین در این شتاب بالا هم باید عکس هایتان را ثبت کنید، نوشته مناسب تولید کنید، عکس ها را به اشتراک بگذارید و به سوالاتی که مطرح می شوند پاسخ بدهید. که زحمت زیادی لازم دارد. و در نتیجه اینکه انتظار دارید عکستان سیراب کننده باشد و مورد پسند واقع شود خود به خود یک مکانیزم خود کنترلی در وجود شما پدیدار می‎شود. تا جای ممکن در پست هایم سعی می کنم کارهای خودم را منتشر کنم. ولی متاسفانه گه گاه تبلیغات هم به اشتراک می‎گذارم. و از این کار مضطرب هم می‎شوم.

میبینیم که مداوماً در حال سفر هستید. برایمان جالب است که چگونه به سفر می‎روید؟ راهش چیست؟
۹۰ درصد مسافرت هایم از طریق اسپانسر ها صورت میگیرد. و ۱۰ درصد نیز برای پروژه های شخصی خودم است. برای بعضی برند ها محتوا تولید می‎کنم. در سایه وجود این برندها و اسپانسرها می توانم این همه در سفر باشم. مهم تر از همه این است که بتوانم میان این کارهای تجاری برای خودم وقت بگذارم. برای من معنی ندارد که تنها برای یک کار خاص به یک سفر بروم. مثلا از اینکه به یک کشور سفر کنم و پس از انجام کار در استودیو برگردم هیچ حظّی نمی برم. هر جا کی می‎روم حتما یک زمانی برای کارهای خودم جدا می‎کنم. اگر ۳ روز برای کار، عکاسی کنم ۲ روز هم برای خودم می گذارم. و این را به عنوان قانون برای خودم قرار داده ام.

Untitled-14-460x261

سخن آخر چه توصیه ای به جوانانی که شروع به این کار می‎کنند دارید؟
باید صبور باشند. در مورد نسل جدید چیزیکه توجه من رو جلب می‎کند این است که خیلی عجول هستند. می‎خواهند همه چیز در یک آن انجام شود، خیلی زود عکاس شوم، خیلی زود همه کارهایم را نگاه کنند. ولی متاسفانه چنین دنیایی وجود ندارد. خیلی باید تلاش کرد. نظم و پشتکار بالایی می‎طلبد. کسانی موفق خواهند شد که چنین صبری از خود نشان دهند.

منبع: roportajturk



جلال سجودی

جلال در رشته مهندسی عمران تحصیل کرده و به زبان های انگلیسی و ترکی استانبولی مسلط است. به عکاسی و ترجمه علاقه دارد و در عکاسی ژانر های منظره و معماری را دوست دارد. از به اشتراک گذاشتن مطالب جدید با دیگران لذت می برد. ساخت تورهای مجازی سایت نیز کار اوست. برای تماس با جلال روی لینک های زیر کلیک کنید.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *