واکاوی ساختارهای اسطوره و کهن الگو منتشر شد

کاوه فرزانه مولف این کتاب:

اسطوره ، پایه زندگیست.
الگویی بی پایان و قاعده ای پاک نهادست.
که وقتی نشانه هایش را از ناخودآگاه باز تولید میکند ؛ زندگی در آن جاری می گردد.
اندیشه مهم است. انسان در پس این اندیشه است که اهمیت می یابد. شناخت وجودی انسان، در پی این تفکر و اندیشه است که وجود رمزگان ها را ، آشکار و رمزگشایی آن ها را، مهم می گرداند.

پایه و ساختار جهان، بر چه مبنایی است.؟ یا به دیگر سخن، چگونه می توان به درکی از جهان، نائل آمد ؛ و پاسخ هایی را برای پرسش های مطرح شده ، بدست آورد.؟
نظام های اندیشه ، در پی این مهم، ساختارهایی را شکل می دهند. نظام های دانایی، فهم پذیری جهان را ممکن می سازند. ادراک و آگاهی در این سیستم ها، نگاه را از سمت و سویی سطحی، کم جنبش، استاتیک و کم ارزش، به دیگر سو، هدایت می کنند. آن سویی که ، زیبایی و امر زیبا، جلوه ای عینی و ذاتی می یابد.
بی نقص بودن، بر زمان تأثیر می گذارد. و به دیگر سخن، آن را از نهاد و ریشه متحول می گرداند. اما نه این که بی نقص بودن، آرمانشهری ست دست نیافتنی. نه؛ بلکه فرآیندهایی که در نظام های ارزشی رخ می دهند،که ما آن را، نظام های دانایی نام نهادیم، حقیقت و فهم آن را و آگاهی واقعی و درک آن را، کنش پذیرتر می نمایند.
و انسان، بسته ایست در این میان. جهان ناشناختنی، بایستی فهم پذیر شود. ادراک و فهم آن، از جمله موضوعات بسیار مهمی است که بایستی به آن توجه نمود.
اسطوره ها، در بنیادهایشان به کهن الگوها نیازمندند. و این الزام، ماهیتی است ساختاری. اسطوره، تاریخ و فرآیندی است که وابسته است و مرتبط با آفرینش و راز آن. اسطوره، بوقوع می پیوندد و در هر بار عمل گری اش،از طریق کهن الگوها جاری می شود. اسطوره، بنیاد جهان است. امریست رؤیایی. وابسته به جهان ناکرانمندِ حقیقت. هنر، این جهان ناکرانمند را، کرانمند می کند. اسطوره، عملی است برای شناخت جهان. اسطوره، رؤیایی است عظیم. اسطوره، راز هستی است؛ راز انسان.
همان گونه که پیش تر نیز توضیح دادیم، حیطه عملکردی کهن الگو و اسطوره، بسیار وابسته و پیوسته به هم اند. طوری که جدایش بین آن ها، به لحاظ عملکردی، ناممکن است. کهن الگو، برای هویت بخشی و دوباره بازسازی به بنیاد هستی، در اسطوره ها عمل می نماید و جاری می گردد. اسطوره، پرداختن به بن و بن مایه هاست. و برای این فرآیند، کهن الگوها عمل گری می نمایند. عمل گری اسطوره، در زمان های گوناگون به لحاظ کیفی، تا اندازه ای ثابت و به لحاظ کمی، کاملاً متفاوت بوده و خواهد بود. تفاوت ها را، کهن الگوها سازماندهی و ساماندهی می نمایند.
نقد اسطوره ای – کهن الگویی عکس
جهان اساطیری، هم متعلق است به گذشته و نیز، هستی دهنده آن چه هست، می باشد. بر پایه آن چه گفته شد، جهان اساطیری، جهان آفرینش گری است؛ و نقدی که بر پایه آن مبتنی است نیز، بر مبنای آفرینش گری و زایش گری(زمان) انجام می شود.
چهار عنصر ” آب ” ،” باد ” ،” خاک ” و ” آتش ” ، مهم ترین هویت های ساختاری و عملکردی اند. و در هر گونه نقدی، به نوعی، به صورت مستقیم و چه غیر از آن، بازتاب یکی یا چند عدد از آن ها مطرح است. بر پایه این انگاشت، ما به لحاظ کارکردی و عمل گرایانه، بیشتر به “اسطوره شناسی طبیعی” نزدیک تر می شویم. اسطوره شناسی که بیشتر به “ماکس مولر” منتسب می شود. طوری که برخی او را مبدع آن می انگارند.

آن چه که سعی شده در این نوشتار بدان پرداخته شود، واکاوی، حین کنش و واکنش ها است. تا به مدد فهم و ادراک، که خود مقوله ای است راز گونه و بسیار محل و محمل مناقشه و اختلاف آراء ، دانش و بینش آدمی، به او در جهان هستی معنا بدهد.
اسطوره و کهن الگو، در این کتاب مورد بررسی قرار می گیرند؛ و سعی می شود مقایسه ای بین آن دو انجام شود؛ تا تفاوت ها، تشابهات و نقاط هم پوشانی و نحوه تغییر و تبدیل آن ها، آشکارتر شود. هر چند ممکن است، در ابتدا، به لحاظ فهم، این دو تناسبی با هم دیگر نداشته و یا اندک مشابهتی بین آن ها، احساس شود.
فراموش نبایستی کرد که، تمام این فرآیند ها، به انسان وابسته است. به خرد و فرهنگ او. آگاهی اوست و تناسب و رابطه اش با حقیقت؛ که شاید یکی از مناقشه برانگیزترین مسائل باشد. که تعریف آن، هماره محل و محمل گفتگو بوده.



آذفوتو

سایت عکاسی آذفوتو در انجام رسالت خود و در جهت بالا بردن سواد تئوریک عکاسان و باز کردن فضای تفکر عکاسی در نظر دارد روزانه مقالات تخصصی در زمینه هنر بالاخص عکس و عکاسی و عکس های مطبوعاتی از عکاسان تبریز و سایر شهر ها منتشر کند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *