روابط منتقد و هنرمند

 لیپارد و کولمن در مورد رابطه منتقد با هنرمند سوالی کلیدی مطرح می کنند و هر یک پاسخی متفاوت می دهند : کولمن به حفظ فاصله ای معقول میان منتقد و هنرمند اعتقاد دارد و لیپارد به همکاری میان آن دو

منتقدان در طیف میان این دو نقطه ، جایگاه های متفاوتی می یابند . پیتر شلدهال می گوید که « دوستی نزدیک میان هنرمندان و منتقدان ، از نظر حرفه ایی ، جنبه ای غم انگیز و در عین حال خنده دار دارد و منتقد ممکن است در پی کشف هنرمند باشد و ، متقابلا ، هنرمند ممکن است از منتقد انتظار اصالت بخشی به اثرش را داشته باشد . اما ، اگر هر دویشان در عمل خویش صادق باشند ، هیچکدام نباید چنین پیشکشی را به دیگری عرضه دارد . » او می افزاید : « منتقدی که از ایجاد ارتباط با هنرمندان پریشان خاطر نشود و دچار تلاطم درونی نگردد ، از نظر حرفه ایی ، به فاحشه های کارکشته می ماند. منتقدی که ، از بیم آلوده شدن دامنش ، هیچگاه با هنرمندان ارتباط برقرار نکند و از هر رابطه دوستانه ای با ایشان بپرهیزد ، به دوشیزگان باکره می ماند و ساده دلی و بی تجربگی آنان را دارد و هیچکدام از عشق چیزی نمی دانند .»

کی لارسون احساس می کند که منتقد ، برای آگاهی ، باید تاریخ را مطالعه کند و « باهنرمند گفت و گو » کند. لارسون مسئولیت پذیری را مطرح می کند و می گوید : « مسئولیت شما در قبال هنرمند تا حد ممکن منصف بودن نسبت به اوست » و سپس اضافه می کند ، « در قبال سلیقه خود و ارزشهایی که بدان معتقدید باید جانب انصاف را رعایت کنید. »

مارک استیونز مسئولیت خود را در « مومن بودن به نظر خود » می داند. او می گوید باید «منصف بود و نه معترض » و اظهار تاسف می کند که چندین بار برخورد کنایه آمیز کرده است. به عقیده او آشنایی با هنرمندان برای منتقد دشواری در پی دارد برای این که منتقد نمی خواهد احساسات آنها را جریحه دار کند یا شاهکارشان را که از دید او خوب نیست ، بی ارزش بخواند. به اعتقاد او « احتمالا این نظر نادرستی است که منتقد هنرمند را به خوبی بشناسد ، آثار هنری را به آسانی بپذیرد ، یا دلالان آثار هنری بیش از اندازه آشنایی و رفاقت داشته باشد. »

کریستوفر نایت از معاشرت با هنرمندان خوشش می آید ، اما تا نقد اثرشان را ننوشته باشد در این باره با آنان گفت و گو نمی کند : « هیچوقت درباره اثر با آفریننده آن حرف نمی زنم و بحث نمی کنم ، مگر آنکه قبلا درباره اش مطلبی نوشته باشم، زیرا در غیر اینصورت دچار سردرگمی می شوم . دوست ندارم نقدی که می نویسم ترجمان نیتهای نهفته هنرمند برای مخاطبین اثر باشد. » مایکل فین گولد معتقد است که نقد « جزئی از فرایند هنری بشمار نمی آید. این فرآیند در اثر رابطه هنرمندان و مصالحشان ، هنرمندان و همکارانشان ، هنرمندان و مخاطبانشان شکل می گیرد. نقد در مرحله بعد پای به عرضه می نهد. اگر نقد بخواهد خود را بر این فرآیند تحمیل کند ، معمولا کار به تباهی و فساد هنر می انجامد ، و نقد هنری کسالت آور ، نچسب یا ابلهانه جلوه می کند .»

سردبیران نشریات نقد ، نسبت به برخورد احتمالی اندیشه منتقدان با هنرمندان یا با نهاد ها ، حساس هستند و مثلا نیوآرت اگزمیز در دستورالعمل منتقدان با حروف سیاه چنین نوشته است : « تحت هیچ شرایطی دستنوشت در اختیار دیگران ( هنرمند ، برگزارکننده و … ) قرار داده نخواهد شد. » دیالوگ از نویسندگانی که با گالری برگزار کننده نمایشگاه همکاری می کنند یا ارتباط شخصی نزدیک با هنرمندی دارند که آثارش به نمایش درآمده است ، یا نهادی که هزینه نمایشگاه را پرداخته است یا رابطه قبلی با هنرمند یا سازمان برگزارکننده داشته باشند ، مقاله ای نمی پذیرد . این خط مشی از آن رو برگزیده شده است که به اعتبار نویسنده و نشریه لطمه نخورد.

درباره چند و چون اصول نقد نویسی یا مشی شخصی یا هیئت تحریریه اصول روشنی در دست نیست . اگر بپذیریم که منتقد برای خوانندگان می نویسد و نه برای هنرمندی که آثارش نقد می شود ، پاسخ چندان مشکل نخواهد بود.

منتقدان نقد را فقط برای نقاش یا عکاسی که آثارش را به نمایش گذاشته است نمی نویسد. آنها برای عموم نقد می نویسند. گریس گلوک معتنقد است در بهترین شکل ، منتقد به هنرمند نشان می دهد که عموم چگونه آثارش را به درستی درک می کنند یا نمی کنند.

زمانی رابطه میان منتقد و هنرمند شفافیت خود را از دست میدهد که بفهمیم نقد فراتر از داوری است . به این نکته در مراکز هنری ، کلاس های عکاسی و نقد به آسانی نادیده گرفته می شود و متاسفانه آن را فقط داوری می دانند. هدف اولیه نقد در آموزشگته ها ، با کوته بینی ، بهبود تولید اثر هنری تلقی می شود ، وقت کمی را به تشریح کار دانشجو ، تفسیر آن و بررسی این که چه چیزی هنر است و چه چیزی هنر نیست ، اختصاص می دهند. از این رو فکر می کنیم نقد حرفه ای چاپ شده داوری است : داوری هنرمند و برای بهبود تولید اثر هنری . این تصور از نقد حرفه ای اصلا دقیق نیست .
منبع : کتاب نقد عکس



آذفوتو

سایت عکاسی آذفوتو در انجام رسالت خود و در جهت بالا بردن سواد تئوریک عکاسان و باز کردن فضای تفکر عکاسی در نظر دارد روزانه مقالات تخصصی در زمینه هنر بالاخص عکس و عکاسی و عکس های مطبوعاتی از عکاسان تبریز و سایر شهر ها منتشر کند.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *