عکاس، دزد قافله : خلیل غلامی

یک روز در اینترنت دنبال جایی می‎گشتم که منظره‎ی زیبایی دیدم. زیر عکس مختصات منطقه را نوشته بود. با توجه به شناختی که داشتم، نوشتم چنین جایی واقعا وجود دارد؟ و نوشت: بله. من بزرگ شده‎ی آن جا هستم. یک روز تمام منطقه را گشتم و هر چه بیش‎تر از اهالی پرس و جو کردم، امیدم به یافتن این منظره کم‎تر شد و بالاخره دست خالی برگشتم.

این است حال و روز ما در فضای باز اینترنتی. اگر که اینترنت امکانات و مزایای زیادی برای ما عکاسان دارد، معایبی از بابت ناعکاسان و بی‎هنران دارد. و این شکل از اینترنت از آنِ کشورهایی‎ست که حق مولف را هرگز گردن نگرفتند و بازار مکاره از این راه رونق یافت. بدترین شکل آن دزدی آثار دیگران و انتشار در صفحه‎ی شخصی‎ست. مردم نمی‎توانند بفهمند قضیه چیست و به لایک و اوکی بسنده می‎کنند تا شکل معامله جور بشود: او هم جایی در همین کوچه بساط‎اش را پهن کرده، و منتظر رجوع مشتریان می‎ماند.

چرا این دزدی‎ها و کارهای غیراخلاقی روز به روز بیش‎تر می‎شود؟ هیچ فکر کردید چرا آدرس‎ها و کدهای غلط رد و بدل می‎شود؟ چون هیچ کنکاش و اعتراض و نقدی انجام نمی‎شود. کسی چیزی نمی‎پرسد و از راه رسیده یک دکمه‎ی همیشگی را می‎زند و می‎رود روی صفحه‎ی خودش. این بقالی باید جیب‎ها را خالی بکند، پس جای چون و چرا ندارد. این بقالی هیچ تولیدی ندارد، تولیدش را از همسایه می‎دزدد و به بهای خیلی ارزان می‎فروشد. چرا که هیچ زحمتی از بابت آن نکشیده است. هیچ پاسبانی هم او را مؤاخذه نخواهد کرد و کسی به دزدی‎ها اعتنا نخواهد کرد. این است که، همه‎ی بقالی‎های ارزان فروش، دزد از آب درمی‎آیند. هنرمند اثرش را ارزان نمی‎فروشد.

اگر این بی‎شرمی روز به روز افزایش می‎یابد، دلیل‎اش در بی‎تفاوتی‎های ماست. این دزد، قافله‎ی شما را هم خواهد زد. پس بهتر است علیه این بی‎شرمی‎ها اقدام کنیم تا اصول اجتماعی و هنری‎مان را محفوظ بداریم. هر عکس خوب همیشه جای چون و چرا دارد. یک تاریخ و تجربه پشت سر آثار نهفته است و مولفی که این تجربه‎ها را ندارد، در پاسخ به تهدید و قلدری اکتفا می‎کند: «شما داورید؟ چه دلیلی داره به شما جواب پس بدم.. انگار که خیلی خودتون را جدی گرفتید..» این پاسخی‎ست که خانم زهرا رستگارنیا در سوال من که پرسیدم آیا واقعا این عکس شماست، نوشته است. او انتظار دارد مثل بقیه به تعاریف تکراری و در پیتی بپردازم و از او چون و چرا نکنم. عکاس مجرب در به در دنبال کسی‎ست که از اثرش چون و چرا بکند.

دو صفحه‎ی اینستاگرامی pedram.sami و zahra.rastgarnia از جمله بقالی‎های سر کوچه هستند که شهرت طلبی یک شبه باعث دست درازی به آثار دیگران شده و در کمال بی‎شرمی سکه به نام خود ضرب کرده‎اند. این دو مورد اندک دلیل بر بسیاری‎ست. همه‎ی ما موظفیم عکاسی که نمی‎شناسیم تعریف و تمجید نکنیم. و اگر شناختیم که دزد قافله است فورا معرفی و قطع ارتباط بکنیم. فقط در این صورت است که اجتماع ما از آلودگی‎ها پیراسته خواهد شد.



آذفوتو

سایت عکاسی آذفوتو در انجام رسالت خود و در جهت بالا بردن سواد تئوریک عکاسان و باز کردن فضای تفکر عکاسی در نظر دارد روزانه مقالات تخصصی در زمینه هنر بالاخص عکس و عکاسی و عکس های مطبوعاتی از عکاسان تبریز و سایر شهر ها منتشر کند.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *